علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٤ - تفسير سوم
جادهاى وسيع با نام صراط مستقيم، تمامى آموزههاى تكليفى، اخلاقى و اعتقادى را ترسيم كرده است تا دينداران با تمسك به آن آموزهها در صراط مستقيم بمانند و فطرت خويش را در آن بارور سازند؛ به اين صراط مستقيم شرع مىگويند كه گاهى- چنانكه قطبالدين عبادى مىگويد- به آن شريعت، به معناى عام كلمه نيز گفته مىشود: «شريعت راهى است و پيغمبر نهنده آن راه و دارنده آن است و جاده فراخ را شارع گويند؛ پس شريعت راه فراخ بُوَد كه از آن طرق خيزد.»[١] ابوطالب مكى نيز در كتاب شهير خود، قوت القلوب مىنويسد:
شريعت اسمى از اسماى راه و طريق است؛ راهى واضح، مستقيم و وسيع و اين وصف، راه جامعى است كه تمامى راههاى ميانه را دربرگرفته، به مانند راه فراخى است كه تمامى راهها در آن جمع شدهاند. اين راه، نامهاى بسيارى دارد كه از آن جمله صراط مستقيم، سبيل، منهاج، محجّه و منسك است.[٢]
صراط مستقيم، صراط پرستش است كه «وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ؛ و اينكه مرا بپرستيد؛ اين است راه راست.»[٣] صراط پرستش اولًا تكاليفى رفتارى دارد كه «احكام الاهى» نام گرفتهاند؛ يعنى اوامر و نواهى فقهى كه براى تكميل رفتار ظاهرى وضع شدهاند تا آدمى با انجام آن، كالبد پرستش را تجسّم دهد و با ترك نواهى، از تخريب بدنه آن جلوگيرى كند؛ مانند انجام نماز و روزه و ترك شراب و ربا كه به اين حوزه «شريعت» گويند. ابوالقاسم قشيرى مىگويد:
شريعت به تكليف خلق آمدن است.[٤]
[١] - قطبالدين عبادى، التصفية فى أحوال المتصوفة، ص ١٦.
[٢] - ابوطالب مكى، قوت القلوب، ج ٢، ص ٢٣٤ و ٢٣٥.
[٣] - يس( ٣٦): ٦١.
[٤] - ابوالقاسم قشيرى، رسالة قشيريه، ص ١٢٧.