علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٣٣ - ٧ صبر
از گونههاى حكم تكوينى، بلاى الاهى است كه به اراده تكوينى بر بندگان نازل مىشود؛ از اينرو در مضامين روايى و دعايى، گاهى حكم و بلا كنار هم قرار مىگيرند: «
ألزمني حكمك و بلاؤك
.»[١]
سالك آنگاه كه به بلاى ناگوار مبتلا گشت، بايد به فراخناى دل خويش سفر كند و در مقرّ وجهالخاصى خود جاى گيرد و به خداى حاكم توجه و در او تمركز كند و در اين تمركز، استقامت ورزد تا اسم حاكم در دل اثر بگذارد. اين اثر همان تجسم صبرى است كه سالك آن را از جهت مفهومى در ذهن خود حك كرده است؛ يعنى با اين توجه وافر درمىيابد كه اولًا اين بلاى تلخ، حكم الاهى است و آدمى توان خروج از حكومت الاهى را ندارد؛ چنانكه امام على (ع) در دعاى كميل فرموده است:
إلهي عظم سلطانك و علا مكانك و خفي مكرك و ظهر امرك و غلبقهرك و جرت قدرتك و لايمكن الفرار من حكومتك
؛[٢] بار خدايا! سلطنت تو بزرگ، مقام تو برتر، مكر تو پنهان، امر تو آشكار، قهر توچيره و قدرت تو جارى و نافذ است و از حكومت تو گريزى نيست.
ثانياً چارهاى جز تحمل رنجآور و شكيبايى ناخوشايند اين بلا نيست؛ زيرا هرچه جزع و فزع كند، حكم الاهى را باز نخواهد گرداند و جز آنكه جزاى خير الاهى از دست مىرود، چيزى عايد او نمىشود. رسول اكرم ٦ فرمود:
جزع، آنچه را از دست رفته است، بازنمىگرداند و اندوهِ قضا را نيز دفع نمىكند.[٣]
[١] - عباس قمى، مفاتيح الجنان، دعاى كميل، ص ١٠٣.
[٢] - همان، ص ١٠٤.
[٣] -« و اعلم أن الجزع لايردّ فائتاً و لايدفع حزن قضاء.»( محمد محمدى رىشهرى، ميزان الحكمة، ج ٥، ص ٢٠٧٢؛ حسن ديلمى، أعلام الدين، ص ٢٩١.)