علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٣ - تفسير سوم
يك پايه نيستند؛ زيرا چنانكه گفتيم، شريعت كمال ابتدايى، طريقت كمال وسطى و حقيقت كمال نهايى است كه آدمى در سير شرعى، آهستهآهسته اين كمالات را تحصيل مىكند؛ از اينرو طريقت، كمال شريعت و حقيقت، كمال طريقت است. البته همانگونه كه كمال برين درپى كمال زيرين به دست مىآيد، طريقت نيز بدون شريعت و حقيقت بدون طريقت حاصل نمىشوند؛ گرچه شريعت بدون طريقت و طريقت بدون حقيقت صحيح است؛ زيرا وجود برين بدون وجود زيرين صحيح نيست؛ اما به عكس جايز است.[١]
اين نگرشِ تعاملى و تكاملى، سيد حيدر آملى را بر آن داشت كه تكليف هر طايفه را به حسب مرتبه او بداند؛ زيرا اعتقاد هر طايفه به حسب مرتبه اوست؛ يعنى گرچه شرع سخن واحدى را به اجمال براى همه مخاطبان بيان مىكند، به تفصيل و از حيث مراتب مخاطبان، سهگونه تعامل را مىطلبد؛[٢] براى مثال، در آيه «وَأَقِيمُوا الصَّلوة؛[٣] و نماز را به پا داريد» نماز اهل شريعت، اقامه احكام فقهى نماز است؛ اما نماز اهل طريقت، اقامه نماز به همراه حضور قلبى است و نماز اهل حقيقت، اقامه نماز به همراه مشاهده خداى محبوب. ازاينرو گفته شده: «شريعت آن است كه خداى را بپرستى و طريقت آن است كه او را حاضر كنى و حقيقت آن است كه او را مشاهده كنى.»[٤]
تفسير سوم
در تفسير سوم كه از عارفانى چون سعيدالدين فرغانى رسيده است، دين بهعنوان راهبر و هدايتگر جامعه بشرى، امر واحدِ جامعى است كه در راهى فراخ و
[١] - همان، ص ٩٩.
[٢] - همان، ص ١٣٨ و ١٣٩.
[٣] - بقره( ٢): ٨٣.
[٤] - سيد حيدر آملى، أسرار الشريعة، ص ٥٨٧.