علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٢٥ - ٦ توكل
جز به فرمان خدا، هيچ آسيبى به آنها نمىرساند و مؤمنان بايد بر خدا اعتماد كنند.
اگرچه بايد دانست اسباب دنيوى تحصيل امور، هميشه آشكار و شناختهشده نيستند و خداى سبحان برخى اسباب را براساس رحمت عمومى، سنت رحمانى و حكمت الاهى در مسير حركت بشريت قرار داده تا آدمى با عقل معاش و توان بشرى خود، آنها را تهيه كند و به هدف خويش برسد. اين اسباب احتسابى هستند؛ گرچه هنگامى تأثيرگذارند كه خداى سبحان اراده كند؛ از اينرو در وقت استفاده از آنها نبايد از خداى وكيل غافل شد و متوكل نشد؛ اما خداى سبحان برخى اسباب را براساس رحمت خصوصى و سنت رحيمى در مسير حركت مؤمنان و متقيان نهاده تا از سر بندهنوازى، آنان را از جهتى كه تصور نمىكردند و قابل محاسبه نبود، مدد دهد و گره كارشان را بگشايد و به هدفشان برساند. اين اسباب را «اسباب عطايى» مىنامند.
وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا* ووَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ؛[١] و هر كس از خدا پروا كند، [خدا] براى او راه بيرونشدنى قرار مىدهد و از جايى كه حسابش را نمىكند، به او روزى مىرساند و هر كس بر خدا اعتماد كند، او براى وى بس است؛ خدا فرمانش را به انجامرساننده است.
سالك با شناخت وكالت الاهى، آن را به قدرى در ذهن خود تكرار مىكند و انديشمندانه با آن زندگى مىكند تا باور راستين وى گردد؛ سپس هرگاه به حسب نياز روز- نه براساس آرزوهاى بلندِ تشتتآور- درپى آن برآمد تا امرى كه عاقلانه و بر پايه مشورت انتخاب كرده، تحصيل كند، بايد دل را به ساحت سرّ سويدا سوق دهد و در وجه خاص مستقر سازد. براى اين سوقبخشى و
[١] - طلاق( ٦٥): ٢ و ٣.