علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٢٤ - ٦ توكل
وكالت خداى سبحان را در زندگى آدمى پررنگ مىكند و يك اعتقاد حتمى مىگردد؛ بهگونهاى كه اجازه انتخاب وكيلِ جايگزين به خود نمىدهد؛ زيرا هر امر مطلوبى با اراده خالق جهانيان تحقق مىيابد؛[١] امرى كه از آن خداى مالك است،[٢] نه ديگران تا متوكل از آنان انتظار فرج داشته باشد.
قق اين امر نيز بنابر سنت الاهى از دريچه اسباب جريان مىيابد و اين اسباب فقط به اذن خداى وكيلى كه حكمرانى تنها شايسته اوست،[٣] مؤثر واقع گشته و با تدبير حكيمانه خداى سبحان، پيش روى انسان متوكل قرار مىگيرند[٤] و با سرپرستى و پروردگارى مهربانانه در جهت رشد وى جارى مىشوند.[٥]
اين نگاه، جايگاه اسباب را در مسير توكل آشكار مىسازد؛ يعنى خداى سبحان، وكالت خويش را از طريق اسباب عادى به موكل خود مىرساند؛ ليكن اسباب، مصادر اصلى و استقلالى براى تأثير نيستند و خداى سبحان تنها سبب مستقلى است كه بر هر سببى قهر و غلبه دارد. از اينرو توكل، به معناى قطع يا نفى نسبت امور به خويشتن يا اسباب نيست؛ بلكه بايد ادعاى استقلال را از خود و اسباب نفى كرد و با ابقاى اصل نسبت غير استقلالى به آنها، استقلال و اصالت را به خداى سبحان باز گرداند.[٦] از اين جهت، سود و زيان هر چيزى به اذن الاهى وابسته است:
وَلَيْسَ بضَارِّهِمْ شَيْئًا إِلَّا بإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلْ الْمُؤْمِنُونَ؛[٧] و [لى]
[١] -« اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَى وَكِيلٌ.»( زمر( ٣٩): ٦٢.)
[٢] -« لَهُ مَا فِى السَّمَاوَاتِ وَمَا فِى الْأَرْضِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا.»( نساء( ٤): ١٧١.)
[٣] -« إِنْ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلْ الْمُتَوَكِّلُونَ.»( يوسف( ١٢): ٦٧.)
[٤] -« وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ.»( انفال( ٨): ٤٩.)
[٥] -« ربّ المشرق و المغرب لا اله الا هو فاتخذه وكيلا.»( نساء( ٤): ١٧١.)
[٦] - بنگريد به: سيد محمدحسين طباطبايى، الميزان، ج ١١، ص ٢١٦ و ٢١٧.
[٧] - مجادله( ٥٨): ١٠.