علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٢٢ - ٦ توكل
|
تو بندگى چو گدايان بهشرط مزد مكن |
كه خواجه خود صفت بندهپرورى داند[١] |
|
امام على (ع) مىفرمايد:
إلهي ما عبدتك خوفاً من عقابك و لا طمعاً في ثوابك و لكن وجدتك اهلًا للعبادة فعبدتك
؛[٢] بارخدايا! من تو را از ترس عذابت و به طمع ثوابت نمىپرستم؛ ليكن چون تو را شايسته عبادت و پرستش يافتم، عبادتت مىكنم.
٦. توكل
توكل از ريشه وكالت اشتقاق يافته كه وكالت در لغت به معناى واگذارى امور بهشخص مورد اعتماد است تا به جاى او، تدبير امور را در دست گيرد و راهىمطمئن و صحيح فراهم سازد.[٣] در فرهنگ دينى و عرفانى، توكل از آن كسى است كه با اعتماد كامل به خداى سبحان، او را وكيل انحصارى خودبرگزيند و تمامى امورش را به او واگذار كند و با طمأنينه، در راه تحصيل آنامور بكوشد. او در طى راه با دلى آرام در انتظار قدر الاهى نيز باشد و از آغازتاانجام، جز خداى وكيل، كسى يا چيزى را بهعنوان اسباب مستقل تأثيرگذار نداند و به آنها اميد نبندد: «فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا؛[٤] پسازايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس وكيل است.» امامرضا (ع) مىفرمايد:
[١] - ديوان حافظ.
[٢] - محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ٤١، ص ١٤.
[٣] - محمد بن فارس، معجم مقائيس اللغة؛ حسن مصطفوى، التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ج ١٣، واژه« و ك ل».
[٤] - نساء( ٤): ٨١.