علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٠٢ - فصل هفتم منازل توجه قلبى
توانايىها و استعدادهاى فطرت، يعنى همان فضايل ناشكفته را شكوفا سازند و به آن فعليت بخشند. براى تحصيل اين هدف بايد پس از ترقيق موانع توجه، هر يك از آن فضايل نهفته در فطرت را با اسمى از اسماى حسناى خداوند همسو سازند و بر آن اسم تمركز كنند؛ به اين ترتيب كه، سالكان هماره در موقعيتهاى سلوكى قرار مىگيرند؛ مانند سپاسگزارى از نعمتى و آمرزشخواهى از گناهى. لذا نخست بايد فضيلت مناسب با آن موقعيت را بشناسند؛ مانند شكر و توبه و اسم مناسب با آن فضيلت را كه تأمينكننده يكى از اركان اصلى ظهور و بروز آن موقعيت است نيز بشناسند؛ مانند اسم مُنعِم كه برآورنده نعمت است و اسم غفور كه آمرزش و مغفرت به آن بسته است.
سپس در فراخناى دل در موطن وجه خاص قرار گيرند و به آن اسم مناسب كه در مقرّ وجهاللهى حضور دارد، توجه كنند و اين توجه را مكرّر سازند، تا اندكاندك آن اسم بر دل تجلى كند و حاكم شود و دل تحت تأثير حكم و اثر آنقرار گيرد و حظى از آن ببرد تا ركن ركين آن فضيلت به بار بنشيند؛ در نتيجه آن فضيلت رشد كند و ملكه و مقام گردد. گرچه اين توجه مكرّر با تصور علمىآن اسم و سپس احساس واقعى از تأثير قلبى آن، در نهايت به شهود حقيقى آن اسم مىانجامد.
براى مثال هنگامى كه سالك در موقعيت توكل قرار گرفت يعنى زمانى كه خواست در امرى از امور پيش روى زندگى به خدا اعتماد كند و كار را به او سپارد، بايد فضيلت فطرى توكل را در موطن وجهالخاصى، با اسم وكيل خداى سبحان كه در مقرّ وجهاللهى حضور دارد، همسو كند و در فراخناى جان، روى دل را به نقطه وجهاللهى متمركز سازد و همواره خداى سبحان را با اسم وكيل بخواند و در آن موقعيت مكرراً به خداى وكيل توجه كند تا وكالت الاهى بر دل حاكم گردد و اثرى بس عظيم، يعنى اعتماد الاهى را در دل بر جاى بگذارد تا توان