علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢٣٥ - ١ استحضار در ذكر
الشيء»[١] تفسير كرده است. استحضار به حسب حال و مقام ذاكر دوگونه است: يكى استحضار علمى و ديگرى استحضار شهودى.
استحضار علمى اين است كه ذاكر با سرمايه معرفت قطعى ايمانى، بهگونهتفصيلى به وجود آن مذكور در دل، تصديق يقينى دارد؛ بهگونهاى كه گوياآنمذكور را شهود مىكند. از اينرو به آن «شبه شهود» مىگويند.[٢] امامرضا (ع) فرمود:
در نماز گمان كن كه گويا خدا را مىبينى و اگر او را نمىبينى، او تو را مىبيند.[٣]
رسولاكرم ٦ نيز فرمود:
خدا را بپرستيد؛ آن چنانكه گويى او را مىبينيد و اگر او را نمىبينيد، او شما را مىبيند.[٤]
البته سالكان براى ايجاد فضاى تمركز در استحضار علمى، از استحضار خيالىمدد مىگيرند. استحضار خيالى تصوّر لفظ ذكر، مانند «لا- اله- الا- الله» يا «سبحان- الله» در دل است كه با بهكارگيرى قوه تخيل، در دل به تصوير مىكشند و روى آن تمركز مىكنند؛ بايد توجه داشت در اين تصوير و تمركز، لفظمقصود اصلى نيست؛ بلكه لفظ از حيث آيه دلالى و آينه حكايى از مسماى خارجى آن اسم به همراه وصف خاص كمالى در آن گنجانده شده، مقصودو منظور
[١] - صائنالدين بن تركه، شرح فصوص الحكم، ج ٢، ص ٦٤٢.
[٢] - بنگريد به: على فضلى، هستىشناسى عرفانى از ديدگاه ميرزا هاشم اشكورى، ص ١٨٢.
[٣] -« لا تلتفت يميناً و شمالًا و تحسب كانك تراه فان لم تكن تراه فانه يراك.»( حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج ٤، ص ٨٧.)
[٤] -« تعبد الله كانك تراه فان لم تكن تراه فانه يراك.»( محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ٦٧، ص ١٩٦.)