علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢١٠ - ٢ سكوت قلبى
البته سكوت لسانى- چنانكه سيد بحرالعلوم مىفرمايد- بر دو قسم است: يكى سكوت عام و ديگرى سكوت خاص. سكوت عام به اين معناست كه سالك، زبان از سخن زايد با مردم بپرهيزد و به سخنان لازم و ضرورى اكتفا كند. امام صادق (ع) فرمود: «زبانت را از بيان چيزى كه ضرورتى ندارد، بازدار.»[١] اماممحمدباقر (ع) نيز فرمود: «شيعيان ما زبانشان بسته است.»[٢]
سكوت خاص نيز به معناى حفظ زبان از هرگونه سخن با مردم، هنگام اشتغال به ذكر الاهى است[٣] تا موجب غفلت نگردد.
٢. سكوت قلبى
سكوت قلبى بهعنوان بايسته سالكان و حال مقربان، اين است كه سالك هر انديشه غير الاهى را كه بهعنوان سخن غير الاهى و غير واقعى در ذهن و دل وى خطور كرده است، از دل دور كند تا دل، مملكت نفس و ميدان تاخت و تاز شيطان نگردد و او را از توجه به خداى سبحان باز ندارد.[٤] خداى سبحان در شب معراج، خطاب به حضرت خاتم ٦ يكى از خصلتهاى بنده بهشتى را سكوت زبانى و قلبى دانسته و فرموده است:
«اى احمد! ... به بهشت مىرود آن بندهاى كه زبانش را در پوشد و آن را جز به قصدى وانگشايد و دل خود را از وسواس حفظ كند و آگاهى و نگاهم را محترم شمارد.[٥]
[١] -« فاغلق باب لسانك عما لك بدٌ منه.»( محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ٧١، ص ٢٨٤.)
[٢] - همان، ج ١٥، ص ١٨٦.
[٣] - سيد مهدى بحرالعلوم، رساله سيرو سلوك، ص ١٥٩- ١٥٧؛ سيد محمدحسين حسينى طهرانى، رساله لباللباب، ص ١٢٦ و ١٢٧.
[٤] - بنگريد به: محيىالدين ابنعربى، رسائل، حلية الابدال، ص ٤.
[٥] - حسن ديلمى، إرشاد القلوب، ج ١، ص ٣٧٤.