علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢٠٧ - ٢ عزلت حالى
٢. عزلت حالى
عزلت حالى آن است كه سالك از هرگونه صفت زشت و نكوهيده دورى گزيند و حال خويش را نيكو سازد.[١] ابوالقاسم قشيرى مىگويد:
عزلت اندر حقيقت جدا بازشدن است از خصلتهاى نكوهيده؛ زيرا كه تأثير در بدل كردن صفات نكوهيده است به صفات پسنديده؛ نه دور شدن از وطن.[٢]
سالك با عزلت حالى، يعنى با پالايش دل از رذيلتها، زمينه توجه تام به خداى سبحان را فراهم مىآورد؛ زيرا رذايل- همچنان كه در آينده خواهيم گفت- مايه تشويش دل و تفرقه خاطر و نيز مانعى بزرگ براى توجه به خداى سبحان هستند؛ زيرا قواى انسانى، به ويژه قواى باطنى، هرگاه از حد اعتدال خارج گردند و به افراط و تفريط كشيده شوند، سرچشمه رذايلى مانند كبر، و حسد و كينه مىشوند و اين رذايل نه تنها چشم دل را در توجه روحى و سرّى كور مىكند، نفس را نيز از مقام توجه نفسى باز داشته، سالك را از انجام عبادتهاى باحضور محروم مىسازد. ابنفهد حلى در بيان حكمت عزلت مىنويسد:
دامى كه دل از شهوتهاى دنيا تهى نگردد و از وابستگىهاى دنيوى جدا نگردد- به جهت شدت آلودگىها و موانع وصول به خدا- به خداى سبحان روى نكند و توجه ننمايد: بلكه وى از لذت مناجات با خدا محروم مىگردد. به همين دليل مىبينى كه رنگرز، پيش از رنگ لباس مىكوشد آن را از آلودگىها و آثار چربى و غير چربى پاك كند تا لباس درخشش و روشنايى رنگ را برخود بپذيرد. بنابراين پيراستگى از رذايل، پيش از آراستگى به فضايل است ... [لذا] قلب و دل تا از آز و تندى خشم و خواهشهاى شهوانى پاك نگردد، محلى براى اشراق انوار الاهى
[١] - بنگريد به: محيىالدين ابنعربى، الفتوحات المكيه، ج ١، ص ٢٧٧.
[٢] - ابوالقاسم قشيرى، رساله قشيريه، ص ١٥٤.