علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٩٧ - ٢ تدبير ربوبى مولاى هستى
خداى سبحان به داود نبى وحى فرمود: «اى داود! تو اراده مىكنى و من اراده مىكنم و غير از آنچه من اراده مىكنم، واقع نمىشود؛ پس اگر به آنچه من اراده كردم، تسليم شدى، آنچه تو اراده مىكنى به تو مىبخشم و اگر به آنچه من اراده كردم، تسليم نگردى، تو را در آنچه اراده كردى، به رنج و تعب مىكشانم؛ آنگاه جز آنچه خود اراده كردهام، واقع نمىشود.»[١] اين منطق آنگاه تجلى مىيابد كه اين آيه در صحنه دل حكومت كند:
اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيٍ قَدِيرٌ؛[٢] بار خدايا! تويى كه فرمانفرمايى؛ هر آن كس را كه خواهى، فرمانروايى بخشى و از هر كه خواهى، فرمانروايى بازستانى و هر كه را خواهى، عزت بخشى و هر كه را خواهى، خوارگردانى؛ همه خوبىها به دست توست و تو بر هر چيز توانايى.
به تعبير علامه طباطبايى (قدس سره):
|
گر ببرد ور بدهد دست دوست |
ور ببرد ور بنهد دست اوست |
|
|
ور بِكشى يا بكُشى ديو غم |
كج نشود دست قضا را قلم |
|
|
آنچه خدا خواست همان مىشود |
وآنچه دلت خواست نه آن مىشود[٣] |
|
البته اگر سالك، قدرى در قاعده تدبير ربوبى مولاى هستى عميق گردد و گامى به جلو نهد، مىداند نه تنها بايد از حرصها دورى گزيند، كه بايد دايره
[١] -« يا داود! تريد و أريد و لايكون الا ما أريد؛ فان اسلمتَ لما أريد اعطيتُك ما تريد و ان لم تُسلم لما أريدُ اتعبتك فيما تريد ثم لا يكون إلا ما أريد.»( محمد بن بابويه قمى( صدوق)، التوحيد، ص ٣٣٧.)
[٢] - آلعمران( ٣): ٢٦.
[٣] - سيد على تهرانى، ز مهر افروخته، ص ١٢٥.