علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٩٥ - ٢ تدبير ربوبى مولاى هستى
كرد؛ اما ولايت تكوينى كه همان ولايت بر نظام تكوين و وجود است، ولايت فراگير مولاى هستى بر همه آفريدهها، از جمله انسانهاست؛ بهگونهاى كه هرگونه مشيت و اراده او اقتضا مىكند، امور آنها را تدبير و مقدّرات آنها را تعيين مىكند و اسباب و مسبباتِ مسير حركت آنها را تنظيم مىنمايد و خواستههاى آنها را از باب رحمت رحمانى برآورده مىسازد و گرايش درونى هر يك آنها را از باب هدايت عمومى تأمين مىكند.[١]
بنابراين ولايت تكوينى خداى سبحان با مشيت و اراده تكوينى او در نظام هستى جريان و سريان دارد و آنچه در اين جهان رخ مىدهد، به تدبير حكيمانه و خيرخواهانه اوست. از اينرو سالكان در گامهاى آغازين مسير زندگى، هماره بدون هيچ حرص و طمع آزاردهنده، اعتراض خستهكننده، تكبر و قهر ملالآور و نيز كينه و حسد زجرآور، امور زندگى خود را مىگذرانند و براى به دست آوردن آنها بدون اضطراب و تشويش، بلكه آرام و مطمئن گام برمىدارند و نسبت به پيشآمدها و پيش نيامدها، غم و اندوهى به خود راه نمىدهند. آنها با اين اعتقادكه خدا خدايى مىكند و از او هيچ شرى بر نمىخيزد و تنها خير از ساحتاو مىبارد، در تمامى امور به خداى حكيم اعتماد و اطمينان مىكنند و مىكوشند تدبير و اراده خود را با حرص و اعتراض در مقابل تدبير و اراده الاهى قرار ندهند و اراده خويش را همسوى مشيت خداوندى قرار دهند كه «بگذار خدا خدايى كند.»
إن تُصبك حسنةٍ تَسؤهم و إن تُصبك مصيبةٌ يقولوا قد أخذنا أمرنا من قبل و يتولوا و هم فرحون* قل لن يصيبنا إلا ما كتب الله لنا هو مولانا و علي الله فليتوكل المؤمنون* قل هل يتربصون بنا إلا احدي الحسنيين؛[٢]
[١] - همان، ج ١٨، ص ٢٥؛ نيز بنگريد به: عبدالله جوادىآملى، ولايت در قرآن.
[٢] - توبه( ٩): ٥٢- ٥٠.