علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٨٣ - الف) معرفت توحيدى
وآفريدهها تباين دارد.[١]
امامان معصوم در بيان قرب وجودى و حضور احاطى و تمايز وصفى خداى سبحان بسيار سخن گفتهاند كه برخى آنها را برمىشمريم:
رسولاكرم ٦:
هو في كل مكان و ليس في شيء من المكان المحدود
؛[٢] او در همه مكانها هست و در هيچ يك از مكانهاى محدود نيست.
امامعلى (ع):
...
قريب في بعده، بعيد في قربه، ... داخل في الاشياء لا كشيء داخل في شيء و خارج من الاشياء لا كشيء خارج من شيء سبحان من هو هكذا و لا هكذا غيره
؛[٣] خدا در عين نزديكى، دور و در عين دورى نزديك است. او داخل در اشياست؛ نه مانند دخول چيزى در چيزى و خارج از اشياست؛ نه خروج چيزى از چيزى. پاك است كسى كه اين چنين است و غير او اين چنين نيست.
كل ظاهر غيره باطن و كل باطن غيره غير ظاهر ... لم يحلل فى الاشياء فيقال هو فيها كائن و لم ينأ عنها فيقال هو منها بائن
؛[٤] هر آشكارى غير خدا پنهاناست و هر پنهانى غير او ناپيداست ... خدا در چيزى قرار ندارد تا بتوان گفت در آنجاست و دور از آفريدهها نيست تا بتوان گفت از آنها جداست.
[١] - در فرهنگ قرآنى، آنگاه كه خداى سبحان از تباين خويش از خلق سخن مىگويد، همواره اسماى تنزيهى، مانند قدوس، سبوح و باطن را به زبان مىآورد و آنگاه كه از حضور وجودىخود در دل خلق خبر مى دهد، هماره اسماى تشبيهى، مانند قريب، واسع و ظاهر رابيان مىكند.
[٢] - محمد بن يعقوب كلينى، الأصول من الكافى، ج ١، ص ١١٦.
[٣] - همان، ص ١٠٧.
[٤] - نهجالبلاغه، خطبه ٦٥، ص ١١٤.