علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٦٨ - فصل اول توجه قلبى
است (همانند ارباب مجاهدات) و اعتنا به آنچه موجب پيروى نفس مىشود، نوعى ناتوانى است (همانند ارباب معاملات) و شادمانى به آراستگى نفس، از آن جهت كه براى نفس زينت است، هر چند كه سبب حقانى داشته باشد، سردرگمى است (همانند ارباب اخلاق) و روىآورى تمامرخ (دل) به خداى سبحان رهايى است (همانند ارباب عرفان).
خواجه نصيرالدين طوسى هم مىنويسد:
أدق أصنافها رياضة العارفين لانهم يريدون وجه الله تعالي لاغير و كل ما سواه شاغل عنه فرياضتهم منع النفس عن الالتفات اي ما سوي الحق الاول و اجبارها علي التوجه نحوه ليصير الاقبال عليه و الانقطاع عما دونه ملكه لها
؛[١] دقيقتر از رياضت حكيمان، رياضت عارفان است؛ زيرا آنان تنها وجهالله را مىخواهند، نه غير و هرچه غير خداى سبحان باشد، آدمى را از او باز مىدارد. پس رياضت آنان، منع نفس از التفات به ما سواى الاهى و اجبار نفس بر توجه به سوى خداى سبحان است تا روىآورى بر آن صورت پذيرد و روىگردانى از ما سواى او براى نفس ملكه گردد.
و عبدالرزاق كاشانى نيز مىنويسد:
المريد من يتوجه بكليته نحو القدس
؛[٢] مريد كسى است كه به كلى به عالم قدس توجه كند.
و نيز مىگويد:
السفر هو توجه القلب الي الحق
؛[٣] سير و سفر، همان توجه قلب به حق سبحانه است.
[١] - نصيرالدين محمد طوسى، شرح الاشارات، ج ٣، ص ٣٨١.
[٢] - عبدالرزاق كاشانى،« السوانح الغيبية و المواهب العينية» مندرج در: مجموعه رسائل و مصنفات، ص ٦١٧.
[٣] - همو، اصطلاحات الصوفية، ص ٨٣.