علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٤٥ - نفسشناسى علمى و خداشناسى علمى
سبحان وجود بسيط و احد واحد است كه هويتى بيكرانه و نامحدود دارد. به اين وحدت «وحدت حقه حقيقيه» و به اين بيكرانى «اطلاق ذاتى احاطى» مىگويند. اين واحد بسيط بيكران به دليل اين خصايص، تعددبردار نيست و تمام نظام هستى را دربر گرفته است و در دل همه آفريدهها حاضر است و خَرْدلى از جهان هستى، از وجود خداى صمد تهى نيست؛ از اينرو تنها وجود بالذات و موجود بالذات خداى سبحان است. از طرفى، نظام هستى مملوّ از آفريدههاى بىشمارى است كه برخى آنها مانند ابر و باد و مه و خورشيد، پيش روى ما هستند و كثرت حقيقى اين نظام از آنها منبعث گشته و با تجليات و ظهورات خداى سبحان، تحقق يافته است؛ يعنى خداى سبحان كثرت را با اظهار صفات پنهان و مندرج در خود، در موطنى از مواطن و به حسب آن موطن پديدار ساخته است كه در اصطلاح به مجموع ذات موصوف، يعنى خدا و صفت «اسم» مىگويند؛ براى مثال، خداى سبحان با اظهار صفت هيمان، اسم مهيمن را ظاهر مىسازد و اين ظهور، در ملائكه مهيمن رخ مىدهد و با اظهار صفت هدايت، اسم هادى را بروز مىدهد و اين بروز در شخص پيامبر انجام مىگيرد. امام صادق (ع) فرمود:
به خدا سوگند كه خدا در كلامش بر خلق تجلى كرده است؛ ولى آنان او را نمىبينند.[١]
پس عالم هستى جلوهگاه اسما و صفات خداى سبحان است و آفريدهها وپديدهها، مظاهر آن اسما و صفات هستند. اين آفريدهها كه در پهنه وجود بيكران خداى سبحان ظهور يافتهاند و از دايره اين وجود بيرون نيستند، با هويتفقرى خود سراسر نياز به وجود حق سبحانه هستند و هيچگونه تحقق استقلالى ندارند؛ از اينرو وجود نيستند؛ بلكه به تبع وجود حق موجودند و
[١] - حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج ٤، ص ١٠٦.