علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٤٣ - نفسشناسى علمى و خداشناسى علمى
در حقيقت نفسشناسى علمى، مقدمه خداشناسى علمى است و نفسشناسى شهودى، مقدمه خداشناسى شهودى. البته پل ارتباطى ميان معرفت علمى و معرفت شهودى، خودسازى و اجراى اصول سلوكى اين مسلك است كه عبارتند از: تجلّى عبودى، تخلّى اخلاقى، تحلّى اخلاقى و زندگى توحيدى.
نفسشناسى علمى و خداشناسى علمى
معرفت نفس كه به معناى شناخت وجود منِ انسانى است،[١] بايد در دو ساحت به دست آيد كه هر يك، پلى براى يكى از لايههاى معرفت توحيدى هستند و ما در اين بخش تنها درپى ارائه تصويرى روشن از اين معرفت توحيدى هستيم و در فصول بعدى، بيان دينى و برهانى آن را تقديم مىداريم. ساحت نخست، شناخت منِ نفس و كثرت شئونى آن است كه راه فهم توحيد خداوندى و بيانگر اصل سلوكى زندگى توحيدى است. ساحت دوم، شناخت اوصاف الاهى و كمالات جبلّى در نفس است كه راه فهم اسما و صفات خداوندى و بيانگر مبناى اصل سلوكى تحلى اخلاقى مىباشد.
ساحت نخست: هويت وجودى منِ انسان، نفس است و به شهادت ادراك حضورى، چون من تعددبردار نيست، نفس نيز يكى است. به اين وحدت نفس «وحدت حقة ظليه» مىگويند. اين خصيصه، نفس را گوهر شمولى انسان مىسازد؛ يعنى نفس با اين وحدت، بىهيچ شكن و گسيختگى، تكتك قوا و اعضاى بدن را دربر گرفته، در آنها سريان و حضور دارد. از اينرو در عالم صغير انسان تنها منِ بالذات نفس است. گرچه در اين عالم، وجود قوا و اعضاى متكثر قطعى و يقينى است و نمىتوان از اين كثرت چشم پوشيد، چنين كثرتى بهوحدت نفس لطمهاى نمىزند و او را از قالب وحدت به در نمىآورد؛ بلكه بايدگفت، تمامى اين قوا و اعضا از نفس منبعث هستند و با تنزل ظهورى نفس،
[١] - بنگريد به: محيىالدين ابنعربى، الرسالة الوجودية، ص ٣٧ و ٤٢.