علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١١٤ - الف) سلوك مخلصانه
برتر از همه اعمال است كه از زلالترين و خالصترين نيت بهرهمند باشد؛ از اينرو بايد روح صراط مستقيم سلوك را خلوص نيت و اخلاص در عمل بدانيم و تمامى اعمال و احوال سلوكى را بر پايه سنت سلوكى اخلاص استوار سازيم.[١]
اين باور موجب شد مرام و مسلك پردامنهاى در تاريخ عرفان پديد آيد كه نامدارترين راهيان اين مسلك عبارتند از: ابوحفص حدّاد (م. ٢٦٠ ق)، حمدون قصّار (م. ٢٧١ ق)، ابوعثمان حيرى (م. ٢٩٠ ق)، عبداللهبن منازل (م. ٣٢٩ ق) و ابومحمد عبدالله مرتعش (م. ٣٢٨ ق).[٢]
به ديده رهبران اين مسلك، دل ميدان نبرد نفس و خداى سبحان است و اين نبرد بر سر گوهر نيت خواهد بود؛ نيتى كه بهعنوان جان و روح تمامى اعمال و احوال سلوكى و سمت و سوى چهره دل و جهت و گراى توجه آن را مشخص مىسازد. از اينرو مسلك اخلاص بر پاكى و زلالى نيت سرمايهگذارى مىكند.
رهبران اين مسلك براى وصول به هدف خود (اخلاص) كليد مقصود را اتهام نفس و نگاه بدبينانه و خصمانه به آن دانستهاند. به ديده آنان، ذات نفس رياكار و عجبخيز است؛ از اينرو نفس منشأ رياكارى سالك و جلوه اعمال و احوال نيك او براى ديگران است تا مدح و ستايش شود كه اين مدح، ريشه پديدارى عجب در وى مىگردد؛ بهگونهاى كه با مدح مردم مىپندارد شخصى برجسته و به حقيقت شايسته مدح و ثناست و در پندار خويش، خود را بزرگ مىبيند و اين لباب عجب است.[٣]
اين دو ويژگى (ريا و عجب) نيت تمامى اعمال سالك را رنگ مىزند و دلش را به خود و مردم مشغول مىسازد و توجه دل وى را از خداى سبحان
[١] - بنگريد به: عبدالرحمن جامى، نفحات الانس، ص ٦.
[٢] - بنگريد به: عبدالباقى گلپينارلى، ملامت و ملامتيان، ص ١٧- ٧.
[٣] - بنگريد به: على هجويرى، كشف المحجوب، ص ٨٦.