علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٠١ - ٤ دسته تنظيم و انسجامبخشى
شمردهاند و بَوح واجد[١] و رمز متمكن را همگانى دانستهاند؛ بالاخره بيشتر اين بزرگان، از درجات، سخنى به ميان نياوردهاند.[٢]
خواجه عبدالله انصارى- چنانكه در مقدمه منازل السائرين مىگويد- منازل را به طور كلى در سه «رتبه» و به طور جزئى در «صد منزل» جاى داده است. آنگاه آن صد منزل را در «ده وادى» قرار داده و در هر وادى به «ده منزل» پرداخته و هر منزل را پس از ذكر يك آيه متناسب و تعريف كوتاه و پرمغز «سه درجه» دانسته است كه عبارتند از:
١. درجه عامه، درجه مبتدى.
٢. درجه خاصه، درجه متوسط، درجه اهل سلوك.
٣. درجه خاصهالخاصه، درجه منتهى و درجه اهل تحقيق و وصول.
سه رتبه نيز عبارتند از:
١. قصد سالك در سير الىالله بهعنوان آغاز راه سلوك؛ بدين معنا كه سالك با پايبندى به اوامر و نواهى شريعت و التزام عملى به آنها در همه حركات و سكنات- فعلى يا قولى- خود را از كمند عادتها و لذتهاى فناپذير دنيا برهاند. به اين رتبه «مقام اسلام» مىگويند.
٢. ورود سالك به غربت سلوكى و انفراد در كمال بهعنوان ميانه صراط سلوك؛ بدين معنا كه سالك پس از رهايى از بند خلق و خوهاى پست دنيوى، در باطن خود وارد دنياى تنهايى و غربت سلوكى مىشود و با احكام وحدت، باطنش به اخلاق ملكى و روحانى آراسته مىگردد و با اين كمالات از اقران خود پيشى مىگيرد؛ از اينرو غريب مىشود؛ به اين رتبه «مقام ايمان» مىگويند.
[١] - بوح به معناى آشكار شدن، فاش شدن و اعترف كردن است و واجد، شخص به وجدآمده است. بوح واجد، اعتراف شخصِ به وجدآمده است كه از سر شوق، راز خود را فاش مىكند.
[٢] - عبدالرزاق كاشانى، شرح منازل السائرين، ص ١٨- ١٣.