ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٧ - باب لزوم طاعت ائمه(ع)
سر خود را در اختيار من بگذاريد تا ببوسم، خنديد، عرض كردم:
اصلحك الله، من به خوبى مىدانم كه پدرت از دنيا نرفته است تا پس از خود حجت و امامى معين كرده چنانچه پدرش كرد و خدا را گواه مىگيرم كه تو همان حجت و امامى، طاعت تو واجب است، فرمود: خدايت رحمت كناد بس كن و دست باز دار، گفتم: اجازه بفرمائيد سر شما را ببوسم، سر او را بوسيدم و خندهاى زد و فرمود:
هر چه خواهى از من بپرس، از امروز هرگز به بعد تو را ناشناس و بيگانه ندانم.
١٦- حسين بن ابو العلاء گويد: به امام صادق (ع) گفتم:
اطاعت از اوصياء واجب است؟ گفت: آرى همانهايند كه خدا عز و جل در باره آنها گفته (٦٣ سوره نساء): «اطاعت كنيد از خدا و اطاعت كنيد از رسول و اولو الامر خودتان» و همانهايند كه خدا عز و جل در بارهشان فرموده است (٩١ سوره مائده): «همانا ولى و سرپرست شما خدا است و رسولش و آن كسانى كه گرويدند: همان كسانى كه نماز را برپا دارند و زكاة را بدهند در حالى كه ركوع مىكنند».
١٧- عبد الأعلى گويد: از امام صادق (ع) شنيدم مىفرمود:
سمع و طاعت (يعنى) شنيدن و فرمان بردن درهاى خير و خوشى باشند آنكه بشنود و فرمان برد حجت و مسئوليتى بر او نيست و آنكه بشنود و نافرمانى كند حجت و دفاعى از خود ندارد، امام مسلمانان در روز قيامت كه خداى عز و جل را ملاقات كند حجت او تمام است و از خود دفاع كند، سپس فرمود: خدا تبارك و تعالى