ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٥ - باب لزوم طاعت ائمه(ع)
بداند و هر چه در تفسير آيات آن بگويد حق باشد، من به مردم گفتم: قيّم و نگهدار قرآن كيست؟ گفتند: ابن مسعود بسا مى دانست و عُمَر هم بسا مىدانست و حذيفه هم مىدانست، گفتم:
اينها همه قرآن را مىدانستند؟ گفتند: نه، من هر چه بررسى كردم درك نكردم كه در باره احدى بگويند همه قرآن را مىدانست جز در باره على (ع) چون مسألهاى ميان آن قوم (اصحاب پيغمبر ص) مطرح مىشد، اين مىگفت: نمىدانم، و آن مىگفت: نمىدانم، و ديگرى هم مىگفت: نمىدانم، و همان على (ع) بود كه مى گفت: من مىدانم. من گواهم كه على (ع) قيّم و نگهدار قرآن بود و طاعتش واجب بود و پس از رسول خدا (ص) حجت بر مردم بود و هر چه در تفسير قرآن گفته است درست است.
امام (ع) فرمود: خدايت رحمت كناد، من گفتم: على (ع) از دنيا نرفت تا حجتى در جاى خود گذاشت، چنانچه رسول خدا (ص) حجتى در جاى خود گذاشت و حجت بعد از على (ع) حسن بن على (ع) بود و گواهم كه حسن بن على (ع) هم در نگذشت تا حجتى پس از خود بجا گذاشت چنانچه پدر و جدش بجا گذاشتند و حجت پس از حسن، حسين (ع) است و طاعتش واجب بود، فرمود: خدايت رحمت كناد، من سر مبارك آن حضرت را بوسه زدم و گفتم: من گواهى مىدهم كه حسين (ع) از دنيا نرفت تا على بن الحسين (ع) را پس از خود حجت گذاشت و طاعت او هم واجب بود. فرمود:
خدايت رحمت كناد، باز من بوسهاى به سر آن حضرت زدم و گفتم:
من براى على بن الحسين (ع) هم گواهى مىدهم كه از دنيا نرفت تا محمد بن على ابو جعفر را پس از خود حجت و امام معين كرد و طاعت او هم واجب بود، فرمود: خدايت رحمت كناد، عرض كردم: