ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٣٥ - باب اشاره و نص بر حسن بن على(ع)(امام دوم)
تنم چند روزى در كنار شما زيست و بزودى پيكر تهى مرا دنبال خواهيد كرد، پيكرى كه پس از جنبش آرام شده و پس از يك عمر سخن گوئى دم فرو بسته بايد آرامش هراسناكم شما را پند دهد (براى آنكه آرامش هراسناكم شما را پند دهد) به همراه خموشى مرگبارم و بىجانى اندامم، زيرا آن پنددهتر است براى شما از سخنور شيوا، من با شما وداع مىكنم به اميد ديدار فردا (فرداى قيامت). شما فردا روزگار عدالتگستر مرا مىفهميد و خدا عز و جل پرده از اسرار زندگى من بر مىدارد و چون جاى مرا خالى ديديد و ديگرى را به جاى من ملاحظه كرديد، مرا خواهيد شناخت، اگر بمانم خودم صاحب اختيار خونم باشم، و اگر بميرم، مرگ وعدهگاه من است (اگر درگذرم).
گذشت برايم ثواب است و براى شما حسنه به شمار رود، گذشت كنيد و چشم پوشيد، آيا نمىخواهيد خدا شما را بيامرزد، واى چه اندازه دريغ و افسوس دارد غافلى كه عمرش به مسئوليت او گذشته و روزگارش او را به بدبختى كشانده، خدا ما را و شما را از كسانى مقرر سازد كه از اطاعت خدا روى به ديگر سوى نكنند و پس از مرگ در زبونى و شكنجه نيفتد، همانا ما از آن خدائيم و به او پايندهايم، سپس رو به حسن (ع) كرد و فرمود: پسر جانم، يك ضربت به جاى يك ضربت، مبادا گناه ورزى.
٧- على بن ابراهيم عقيلى حديث را بالا برده تا گويد كه فرمود: چون ابن ملجم، امير المؤمنين (ع) را ضربت زد، آن حضرت به حسن فرمود: چون ابن ملجم را به قصاص من بكش و در كناسه كوفه گورش را بكن (عقيلى در باب طاق محمل سازى كوفه معرفى