ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٢١ - باب آنچه از سلاح رسول خدا(ص) و متاع وى نزد ائمه(ع) است
مىشناسى؟ گفتم: آرى، اين هر دو از اهل بازار ما هستند و زيدىاند و معتقدند كه شمشير رسول خدا (ص) پيش عبد الله بن الحسن است، فرمود: هر دو دروغ گويند و خدايشان لعنت كند، به خدا عبد الله بن الحسن به چشمهاى خود آن را نديده است و نه با يك چشم، و پدرش هم آن را نديده بود، بار خدايا مگر اينكه آن را نزد على بن الحسين (ع) ديده باشد، اگر راست گويند بايد بگويند كه در دسته آن چه نشانهاى است و در تيغه آن چه اثرى مانده است، به راستى شمشير رسول خدا (ص) نزد من است، پرچم رسول خدا (ص) نزد من است، جوشن رسول خدا (ص) نزد من است، اگر راست مىگويند زره رسول خدا چه نشانهاى دارد، نزد من است پرچم پيروز بخش رسول خدا (ص)، نزد من است الواح موسى و عصايش، به راستى نزد من است خاتم سليمان بن داود (ص)، به راستى نزد من است طشتى كه موسى بن عمران قربانىها را در آن مىگذارد، نزد من است همان اسمى كه چون رسول خدا (ص) ميان مسلمانان و مشركان- در جبهه نبرد- قرار مىداد، يك چوبه از مشركان به مسلمانان نمىرسيد، نزد من است همان نمونهاى كه فرشتهها آوردند، مثل سلاح در ما خاندان مثل تابوت است در بنى اسرائيل، شيوه بنى اسرائيل اين بود كه در خاندانى كه تابوت عهد بود نبوت در آن خاندان بود و هر كس از ما خاندان، سلاح پيغمبر را دريافت امامت به او داده شود، به راستى پدر من بود كه زره رسول خدا (ص) را پوشيد و دامن آن به زمين مىكشيد و من هم پوشيدم و هم چنين بود و چون قائم ما آن را در بر كند به اندامش رسا باشد.
ان شاء الله.
٢- عبد الاعلى بن اعين گويد: شنيدم امام صادق (ع) مى