ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٥٩
بوده و امام، عبد اللَّه بن مساور را وصى بر اموال خود نموده و بر موسى و بر دختران خود، ولى خود امام هادى (ع) با اين كه صغير بوده از دائره قيمومت عبد اللَّه بيرون است و اين خود بعد از توجه نص وصيت به آن حضرت دليل ديگرى است بر امامت او و اين كه مىفرمايد: چون موسى بالغ شد باز تحت سرپرستى او است دليل سومى مىشود، چون ولايت بر كبير از شئون امامت است بنا بر اين استفاده قيمومت عبد اللَّه بن مسار و بر همه اموال امام جواد نسبت به امام هادى حمل بر تقيه شده است چنانچه مجلسى (ره) گفته و معنى ديگرى هم براى (صير عبد اللَّه بن المساور) الخ، نقل كرده كه قيمومت او را مقيد به اذن امام هادى مىكند به اين بيان- امام جواد اختيارات اين عبد اللَّه را همان روز به امام هادى سپرد- كه (فاعل" صير" به امام جواد بر گردد و عبد اللَّه مفعول آن باشد و ذلك عطف بيان عبد اللَّه و اليوم، يوم وصيت باشد و ضمير اليه به امام هادى برگردد) و بنا بر اين جمله و يصير امر موسى الخ بيان حال موسى است بعد از بلوغ و" بعد" به ضم متعلق به آن است و از كلمه هما جمله تازهاى شروع شده است.
و مقصود اين است كه امام هادى و موسى بعد از استقلال در امر بايد رعايت شرائط وقف را بكنند و مقصود از اين جمله هم همان موسى است كه بعد از بلوغ رعايت امامت امام عسكرى را بنمايد. از مجلسى (ره)- فقد احدث فيك امراً- يعنى خدا تو را به وسيله مرگ برادرت كه بزرگتر بود پيش او امام ساخت و براى خدا در باره تو بدا حاصل شد، پايان ولى ظاهر اين است كه با موت محمد شبههاى كه با وجود او نسبت به امامت ميان شيعه پديد مىشد مرتفع شده نه آنكه اصل امامت تغيير يافته باشد.
مقصود اين است كه اگر محمد با كمالات و مقبوليتى كه داشت بعد