ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٥٧
است، و مراد از آنكه بعد از او است هادى است، و چون كلام آن حضرت مشعر بود كه از ديگرى بدى و آفت بوى رسد، پرسيد كه بعد از خلاصى آنها چه مىشود؟ و امام به طور اجمال جواب داد كه سلب توفيق از هارون مىشود و او را پنهانى به قتل مىرساند و فتنه واقفيه ظهور مىكند. از مجلسى (ره)- انه كان ليقنع بدون هذا- اشاره كرده است به دستورى كه به آنها داد براى تجديد عهد و سلام به امام نهم، يعنى مفضل و امثال او در بيان امامت امام و نص بر او از عبارت كمترى مىفهميدند و قناعت مىكردند و منظور ملامت بعضى از آنها است كه از اين عبارت مقصد آن حضرت را درست نفهميدند و گويا ترديد داشتند. از مجلسى (ره)- قافه جمع قائف است يعنى قيافهشناس كه شباهت به پدر و برادر را تشخيص مىدهد و حكم به نسب مىكند، قيافه در شرع اعتبارى ندارد ولى اكثر اصحاب عمل به آن را براى رد موازين شرعى، نسبى مورد ترديد باشد به صرف قيافه ثابت نمىشود، و اگر حكم قيافهشناس بر خلاف موازين شرعى اثبات نسب باشد بىاعتبار است.
ولى اگر در موردى كسى تهمتى وارد كند، براى رفع تهمتِ او مىتوان از قيافهشناسى استفاده كرد، البته مىتوان گفت قيافهشناسان متخصصى كه در مورد دو حديث بودهاند و از آنها استفاده شده امروز وجود خارجى ندارند و علم قيافه به اين معنى به كلى از ميان رفته است و در اين روزگار وجود خارجى ندارد.
مسلم در صحيح خود با سند از عايشه روايت كرده كه رسول خدا نزد من آمد بسيار شاد و خرم بود و فرمود: مجزر (لقب قيافهشناسان عرب بوده) هم اكنون زيد بن حارثه و اسامه پسرش را باز ديد كرد و گفت: اينها از يك ديگرند ...
محي الدين گفته: اسامه بسيار سياه بود و پدرش زيد سپيدتر از پنبه،