ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٣ - باب لزوم طاعت ائمه(ع)
و دين فرشتههايش.
١٤- امير مؤمنان (ع) فرمود: بدانيد كه همنشينى با عالِم (امام معصوم يا هر دانشمند دينى و بر حقى) و پيروى از او دينى است كه با آن براى خدا ديندارى كنند، طاعتش مايه كسب خوش كردارى و محو بد كردارى و ذخيره مؤمنان است و تا زندهاند وسيله ترفيع مقام آنها است، و ياد به خير است براى آنها پس از مرگشان.
١٥- منصور بن حازم گويد: به امام صادق (ع) گفتم: به راستى خدا والاتر و گرامىتر است از اينكه به خلق خود شناخته شود (يعنى وجود خلق نمونه وجود او باشد- چنانچه مشبهه گويند) فرمود: درست گفتى، گفتم: محققاً هر كس بداند پروردگارى دارد، براى او سزد كه بداند آن پروردگار خشنودى و خشمى دارد و بفهمد كه خشنودى و خشمش را نتوان شناخت جز بوسيله وحى يا رسول، هر كه به خودش وحى نشود، بايد رسولان خدا را بجويد و چون آنها را شناخت بداند كه حجت خدايند و طاعتشان واجب است، من به مردم گفتم: شما نمىدانيد كه رسول خدا (ص) از طرف خدا حجت بر خلق او بود؟ گفتند: چرا؟ گفتم: چون در گذشت چه كسى حجت بود؟ گفتند: قرآن، من در قرآن تأمل كردم و ديدم همه فرقههاى مختلفه، از مرجئه و قدريه تا برسد به زنادقه كه اصلًا بدان عقيده ندارند، از آن در برابر طرف خود دليل بر قول خود مىآورند و مردان بزرگ را مغلوب مىكنند، از اينجا دانستم كه قرآن حجت نباشد جز با قيّم و نگهدارى كه آن را درست