ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٠٦
وحى و الهام از خدا هر چه را خواهند حلال كنند يا حرام كنند، يا آنچه وحى شده تغيير دهند به نظر خودشان، اين باطل است و عاقلى بدان قائل نيست، زيرا پيغمبر براى بيان حكمى روزها انتظار وحى مىبرد و از خود نظرى نداشت، و خدا هم فرمود: «از هواى نفس سخن نمىكرد و نبود گفتارش جز وحى كه به او مىرسيد».
ب- چون خدا تعالى پيغمبرش را كامل آفريد تا آنجا كه جز حق و صواب اختيار نمىكرد و در هر موضوعى به خاطرش چيزى خلاف خواست خدا نمىآمد تعيين برخى از امور را مانند افزايش در ركعتهاى نماز واجب و تعيين نافلههاى نماز و روزه و بهره جد و ديگر امور را كه برخى از آنها در اين كتاب مىآيد بدو تفويض كرد براى اظهار شرافت و مقامش نزد خود، ولى اين تعيين هم منحصراً با وحى بوده و اختيار او هم به الهام و باز هم اختيار او با وحى جديد و امضاء تأكيد مىشده، و اين مانع عقلى ندارد و نصوص فراوانى هم بدان دلالت دارد، و كلينى و اكثر محدثين بدان قائلند و اگر چه كلام صدوق نمايش مخالفت با اين عقيده را دارد ولى ممكن است حمل بر نفى معنى اول شود، زيرا او در كتب خود اكثر اخبار دالّه بر ثبوت معنى دوم را روايت كرده و متعرض تأويل آنها نشده، و در كتاب فقيه گفته است:
(خدا عز و جل امر دين خود را به پيغمبرش تفويض كرده و تعدى از حدود خود را بدو تفويض نكرده).
٣- تفويض امور مردم بدانها، از سياست و تأديب و تكميل و تعليم و امر به اطاعت خودشان در آنچه خوش دارند و بد دارند و در آنچه صلاح دانند و صلاح ندانند، و مقصود از اين خبر (حديث- ١) همين است و اين