ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٦٤ - شرحها
ذات او؟ مىگويد: زائد بر ذات او، و از اينجا لازم مىآيد كه خدا نه تا باشد چون تعدد معانى در ذات با توحيد از نظر تحقيق مخالفت دارد.
ب- از اشعرى مىپرسى: خدا جسم و مكان دارد يا نه؟ مىگويد:
نه، و باز مىپرسى: خدا در آخرت به چشمِ سر ديده مىشود يا نه؟ مى گويد: آرى ديده مىشود، و اين منافى با سلب جسم و مكان است.
ج- از اشعرى مىپرسى: عقل حجت است يا نه؟ مىگويد: نه، ولى چون وارد فقه مىشود اگر حنفى باشد در بيشتر مسائل به قياس و استحسان كه دليل عقلى است اعتماد مىكند و اين با آن متناقض است.
التزام به مبادى و اصول متناقض و مختلف علت مهم گمراهى بشر بوده و هست، هم از نظر دينى و هم از نظر دنيوى، هم از نظر سعادت ماديه و هم از نظر سعادت معنويه، و ما شرحى در اين باره در كتاب عقل و جهل نوشتيم و پايه التزام به اين تناقضات جهل عميق و متراكم است كه در ظلمت آن همه حقائق ناپيدا است تا مىرسد به حقيقت روشن بطلان تناقض و به همين سبب در ملتهاى نادان خرافات و داستانهاى جادوگرى كه بر اساس محال و تناقض تنظيم شده است بسيار رواج دارد.
٢- اينكه مىگويد در پرسش من مبادا به زبان چيزى بگوئى و در دل چيز ديگرى بگيرى بايد اين طور فهميده شود كه:
مقصود اصلى از هر پرسش كشف حقيقت است و بايد مقصود اصلى از جواب هم بيان حقيقت باشد و در مواردى است كه سؤال از اصالت خود كه كشف حقيقت است خارج مىشود مانند:
(١) سؤال براى امتحان.
(٢) سؤال براى مجادله و بحث و مناقشه.
(٣) سؤال براى اظهار فضل و .. و ..
چنانچه گاهى جواب از اصالت خود خارج مىشود و نظرى به بيان