ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٣٣ - شرحها
كرده مىفرمايد: شيعه مسئول پرسش از مسائلند و ما هم مسئول تبليغ و بيان هستيم ولى معنى اين مسئوليت اين نيست كه در برابر هر پرسشى بايد فوراً جوابى گذاشته شود، بلكه تشخيص صلاحيت سؤال و نحوه جواب وقت مقتضى آن با ما است. مجلسى (ره) گفته است: ما كان المؤمنون- يعنى درست نيست كه همه مؤمنين به سوى اهل علم بكوچند براى طلب علم، زيرا اين سبب اختلال نظم زندگى آنها است، فلولا يعنى بايد بكوچد از هر فرقه بسيارى طائفه اندكى تا دين را بفهمند و تا بيم دهند قوم خود را وقتى نزد آنها برگردند، به اين آيه استدلال شده بر اينكه طلب علم واجب كفائى است و هم بر حجت بودن خبر واحد. و در آيه وجه ديگرى است و آن اين است كه نازل شده در باره مجاهدان يعنى فراهم نشود براى آنها كه همه به جهاد كوچ كنند بلكه واجب است از هر فرقهاى يك طائفه بكوچند تا باقيمانده در دين فقيه شوند و چون كوچ كردهها به آنها برگردند آنان را بيم دهند و اين دليل است بر اينكه جهاد واجب كفائى است و (قال) در حديث به معنى (كتب) است يعنى نوشت كه خدا تبارك و تعالى، شايد امام (ع) آيه را تفسير كرده كه وقتى تبليغ بىاثر باشد واجب نيست چنانچه ظاهر سياقش اين است و حاصل اين است كه جواب ندادن براى تقيه و مصلحت است و گفته شده است شايد مراد اين است كه اگر از ما هر چه بپرسيد پاسخ دهيم بسا در ضمن جوابها باشد كه از ما نپذيريد و مشمول اين آيه شويد و براى شما بهتر است كه همان پرسشهائى را به شما پاسخ دهيم كه مىدانيم از ما مىپذيريد.
" وافى" هم در شرح حديث، همان قسمت آخر كلام مجلسى را عيناً نقل كرده است:" و لم يفرض عليكم الجواب" را استفهام استبعادى دانسته. آنچه به نظر مىرسد اين است كه:
١- بيانى كه مجلسى براى آيه نفر كرده مورد اعتراضاتى است: