ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٢٢ - شرحها
خود عمر نمىداند و مىگويد: از طرف عبد الرحمن به او تحميل شد، و سپس مىگويد:
در قرار داد شورى، به هيچ وجه رجوع به افكار عمومى و به اصطلاح رفراندم پيش بينى نشده بود ولى عبد الرحمن چون ديد صرف مقررات شوراى شش نفرى كه به امضاء عمر رسيده به مقصود او كه بر كنارى على است كافى نيست بر خلاف مقررات شوراى شش نفرى موضوع رجوع به افكار عمومى را هم به ميان آورد.
البته ابو بكر دو سال و اندى بيشتر متصدى كار نبود و در دوران او بدعتهاى بنيان كن بوجود نيامده بود ولى همان عمر بود كه در طول دوازده سال تصدى بر حوادث خود تا آنجا كه خواست روشهاى ناحق در اسلام وارد كرد، از اين رو مىفرمايد: (موجهاى ظلمات دومى بود كه سومى را سر تا پا فرا گرفته بود).
٤- اين وضع امواج ظلمت انبوهى بوجود آورد كه روى هم متراكم شد و معاويه تاريكترين نقطه آن بود.
٥- آشوبهاى پياپى بنى اميه كه به وضع تيره دوران يزيد كشيد، چنان ظلم و ظلمتى بوجود آورد كه مؤمنان سر از پا نمىشناختند و هر چه تلاش مىكردند نمىتوانستند خود را از اين محيط تيره و تار فراتر برند و بفهمند چه كار بايد كرد، «إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها» هر چه دست بر آورد نتواند دست خود را ببيند. ١- از نظر لغت، فاروق اكبر: بزرگترين جداكننده ميان حق و باطل، ميان مؤمن و فاسق، ميان بهشتيان و دوزخيان است.
٢- كسانى كه بر زبر زمين يا زير توده خاكند: مجلسى (ره) گويد:
گفتهاند آنها كه روى زمينند زندگانند و آنها كه زير خاكند مردههايند- انتهى. ولى ممكن است مقصود از كسانى كه زير توده خاكند ساكنين آن