ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٩٣ - شرحها
٢- ائمه وسيله معرفت و شناسائى خدايند: و از هم اكنون بر باروى ميان بهشت و دوزخ ايستادهاند، خداشناسان در بهشت معرفت باشند و خدانشناسان در دوزخ نادانى و جهالت و اين بارو تا ابد بر جا و كشيده است «به راستى اگر خدا تبارك و تعالى مىخواست بىواسطه خود را به بندگان مىشناسانيد» اين جمله شرطيه در اينجا با لفظ" لو" عربى آغاز شده، اين لفظ را واژه امتناع گويند، يعنى معرفت اضطرارى و شهودى در اين عالم ممتنع است، اين جمله طبق بيان قرآن مجيد است كه (١٠٠ سوره يونس): «اگر خدا مىخواست هر آينه هر آنكه در زمين بود همه و همه ايمان مىداشتند، آيا تو (كه پيغمبرى) به زور مردم را كه ايمان بياورند يا مىتوانى مردم را به ايمان وادارى؟» وسيله ايمان قهرى يا آفرينش مردمى كه به طبع خود مؤمن و خداشناس باشند چون فرشتهها در ذات خود امر ممكنى است ولى از نظر حكمت آفرينش اين عالم ماده ممتنع بالعرض است و با لفظ" لو" به آن اشاره شده است، نكته اين امتناع در آيه نامبرده بيان شده است كه مىفرمايد: «آيا تو مىخواهى مردم را به زور مؤمن سازى» يعنى قهر مردم به ايمان مخالف اختيار است كه سرّ تكليف و آفرينش بشر و اين عالم ماده در آن است، بنا بر اين قهر اين بشر به ايمان، نقض قانون اختيار است و خلق بشرى فرشته منش و بر كنار از غرائز مخالفت انگيز خلف در ايجاد بشر است، حكمت خلقت اين عالم بر اين پايه است كه حق و باطل و زشت و زيبا بهم آميخته است و بشر در سر دو راهى آزاد و مهار گسيخته است، جمعى رو به چشمههاى گِل آلود و تيره و آلوده كنند كه مشتى افكار خام و اوهام بدنام است كه از دستهاى به دسته ديگر تحويل داده شده و جمعى از سر چشمه زلال حقائق كه تعليمات درست خاندان آل محمد است بهرهمند شوند. به نادانى او معذور نيستند دو احتمال دارد: