ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٩٢ - شرحها
پيغمبر (ص) و بعد از او امام (ع) است. مرحوم مجلسى (ره) گويد: اعراف و اصحاب اعراف چند تفسير دارد:
تفسيرهاى اعراف:
١- باروى ميان بهشت و دوزخ يا كنگرهها و بلنديهاى بهشت.
٢- مقصود از اعراف شناسائى و شناساندن است يعنى مردانى براى شناختن اهل بهشت و دوزخ گماشته شدهاند، اخبار بر اين هر دو دلالت دارند و در بعضى اخبار اعراف را جمع عريف بر وزن شريف دانسته، يعنى كد خدا و مسئول مردم محلى نزد حكومت، آيا مردانى كه بر اعرافند كيانند؟ گفته شده كه اشراف از اهل طاعت و ثوابند و گفته شده كه مردمى دونپايهتر از آنهايند، اشراف را به چند دسته تطبيق كردهاند:
١- فرشتههائى كه اهل بهشت و دوزخ را مىشناسند.
٢- پيغمبرانى كه خدا آنها را بر سر باروى بهشت بنشاند براى امتياز آنها از ديگران.
٣- شهيدان راه حق.
دون پايهها كيانند؟
١- كسانى كه گناه و ثوابشان برابر است.
٢- مجاهدانى كه بىاجازه امام به جبهه رفته و كشته شدند، و گفته شده است كه مقصود از اعرافيان گدايان وارد در بهشتند و بعضى هم نمازگزاران فاسق را نام بردهاند.
در اين حديث اهل اعراف را امامان معصوم دانسته بر چند وجه:
١- ائمه از رخساره، دوستان خود را مىشناسند، چه در دنيا و چه در آخرت، ولايت سرّى است در دل ولى چون عشق مفرطى از سيماى هر كس نمايان است، رنگ رخسار خبر مىدهد از سرّ ضمير، راز عشق نهفتى نيست.