ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٤٩ - باب در نهى از اسم
مثقال اندازه گرفتيم، من به رفيقم گفتم: مولاى ما نزد ما بود و ما ندانستيم و به دنبال او رفتيم و همه موقف را گردش كرديم و او را به دست نياورديم، و از كسانى كه اطراف او بودند از اهل مكه و مدينه راجع به او پرسش كرديم، گفتند: يك جوان علوى است كه هر سال پياده به حج مىآيد.
باب در نهى از اسم
١- داود بن قاسم جعفرى گويد: از ابو الحسن عسكرى (امام على نقى) شنيدم مىفرمود: جانشين من حسن (ع) است و چگونه باشيد نسبت به جانشين او؟ من گفتم: براى چه؟ خدا مرا قربانت كند. فرمود: شما شخصى او را نتوانيد ديد و او را به نامش نتوانيد ياد كرد (نامش را نتوانيد برد) من گفتم: پس چگونه او را ياد كنيم؟
فرمود: بگوئيد حجت از آل محمد (ص).
٢- ابى عبد الله صالحى گويد: يكى از اصحاب ما پس از فوت امام حسن عسكرى از من نام و مكان امام را پرسيد، جواب آمد كه: اگر آنها را به نام دلالت كنى آن را فاش مىسازند و اگر به مكان دلالت كنى بدان رهنمائى كنند.