ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٧٧ - باب اشاره و نص بر ابى الحسن الرضا(ع)
آنها بسوى من و او با من در جفر هم نظر است و در آن نظر نكند جز پيغمبر يا وصى پيغمبر.
٣- داود رقى گويد: به ابى ابراهيم گفتم: قربانت من پير شدم، مرا از دوزخ نجات بده، آن حضرت اشاره به پسرش ابو الحسن كرد و فرمود:
بعد از من اين صاحب الامر شما است.
٤- محمد بن اسحاق بن عمار گويد: به ابو الحسن اول گفتم:
مرا به كسى رهنمائى نكنى كه دين خود را از او دريافت كنم؟
فرمود:
اين پسر من على است، به راستى پدر من دست مرا گرفت و مرا سر قبر رسول خدا (ص) برد و فرمود: پسر جانم خدا عز و جل فرمايد (٣٠ سوره بقره): «به راستى من در زمين خليفهاى مقرر سازم» و محققاً چون خدا عز و جل چيزى فرمايد بدان وفا كند.
٥- داود رقى گويد: به ابو الحسن موسى (ع) گفتم: پير شدم و استخوانم تهى شده و من از پدرت پرسيدم و مرا به شما رهنمائى كرد شما هم مرا رهنمائى كنيد (پس از شما امام كيست) فرمود: اين ابو الحسن الرضا است.