ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٣ - باب ناچارى و نيازمندى به امام حجت
امام صادق (ع) فرمود: اكنون تو از او بپرس تا بفهمى كه سرشار است.
شامى- اى فلانى، كيست كه بر خلق مصلحتبينتر است؟
پروردگارشان يا خودشان؟
هشام- پروردگارشان براى آنها از خودشان مصلحتبينتر است.
شامى- آيا براى آنها كسى را معين كرده كه آنها را متحد كند و كجى آنها را راست نمايد و گفتار حق آنها را از گفتار باطلشان براى آنها مشخص كند.
هشام- در دوران حيات رسول خدا (ص) يا امروزه.
شامى- در دوران رسول خدا (ص) خود رسول خدا (ص) بود، امروزه كيست؟
هشام- همين بزرگوارى كه در اينجا نشسته و مردم از هر سوى به وى روى آورند و براى ادراك محضرش بار بندند و به ما از زمين و آسمان خبر دهد به دانشى كه به او ارث رسيده است از پدرش از جدش.
شامى- چطور براى من ميسر است كه اين حقيقت را بدانم؟
هشام- هر چه خواهى از او بپرس.
شامى- اكنون عذر مرا قطع كردى و بر من حجت آوردى و بر عهده من است كه بپرسم.
امام صادق (ع) فرمود: اى شامى، به تو خبر دهم كه سفرت چطور بوده است و راهت چطور بوده: چنين بوده و چنان بوده.
شامى- راست فرمودى، من هم اكنون به خدا اسلام آوردم.
امام- بلكه، اكنون به خدا ايمان آوردى، زيرا مسلمانى رتبه