اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٢٨٠ - اشكالات مطلب اول
٤) احتبوا؛ يعنى: حمايت و دفاع كردند كه اشاره به پشتوانگى و پناهدهندگى آن قوم است.
سپس در مصرع بعد، به مناسبت هريك از اين چهار صفت، مجازى به كار رفته است:
١) به مناسبت «شجاعت» گفته شده است: «اسد»؛
٢) به مناسبت «سخاوت» گفته است: «مُزُن»؛ يعنى: «ابرهاى بارشگر»؛
٣) به مناسبت «ملاحت و زيبايى» گفته است: «اقمار»؛
٤) به مناسبت «پشتوانگى» و «پناه دهندگى» گفته است: «اجبال».
در اين بيت، اگر «اسد» و «مُزُن» و «اقمار» و «اجبال» را مجاز در تطبيق بدانيم؛ ذوق سليم نمىپذيرد و موجب نفرت طبع خواهد شد؛ زيرا حقيقى بودن معناى مستعمل فيه و مجاز در تطبيق در اينجا بدين معناست كه در آنِ واحد، اين قوم، شير و ابر و ماه و كوه باشند! يعنى چهار مقوله بعيد از هم را كه هيچ تناسبى با هم ندارند يك جا بر يك شيئ تطبيق كردن و آن را كوه و ابر و ماه و شير دانستن است، كه بسيار مستهجن و نامطلوب است. در حالى كه اگر اين معانى را- آنچنان كه در تفسير مجاز گفتيم- آلت و وسيله معناى ديگر بدانيم- يعنى: «شير» را آلت و وسيله معناى «شجاع» و «ابر» را آلت و و سيله «سخاوتمند» و «ماه» را وسيله و آلت «زيبا» و «كوه» را وسيله و آلت معناى «پناه دهنده» و «پشتوانه»- معناى بسيار زيبا و متناسب با ذوق و طبعى به وجود مىآيد و حاصل معنا چنين خواهد شد كه: قوم من، سخاوتمند هستند، به سخاوتمندى ابر بارشگر، و زيبا روىاند، به زيبايى ماه تابشگر، و شجاع و دليرند به دليرى شير غرشگر، و پناه دهنده و پشتوانهاند همچون كوه پاى برجا؛ كه معنايى بسيار زيبا و موافق با ذوق سليم است.
بنابر نظريه مختار در مجاز، گفتار شاعر در اينجا مانند آن است كه بگويد اگر مىخواهى سخاوت قوم مرا ببينى؛ به ابر بارشگر بنگر، و اگر مىخواهى صلابت و شجاعت آنان را تماشا كنى؛ به شير نگاه كن، و اگر مىخواهى زيبايى آنان را مشاهده كنى؛ ماه را تماشا كن، و اگر مىخواهى پناه دهى و پشتوانگى آنان را بنگرى؛ به كوه استوار بنگر ... ابر بارشگر، حاكى از معناى ريزشگرى و بخششگرى است، و كوه حاكى از معناى استوارى و ثبات است و ماه حاكى از