موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٠ - فصل دوم در توضيح و تشريح اين مقصود است
فصل دوم در توضيح و تشريح اين مقصود است
بدانكه از براى قلب، كه مركز حقيقت فطرت است، دو وجهه است: يكى:
وجهه به عالم غيب و روحانيت، و ديگر: وجهه به عالم شهادت و طبيعت.
و چون انسان وليده عالم طبيعت و فرزند نشئه دنياست- چنانچه آيه شريفه:
فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ [١] نيز شايد اشاره به آن باشد- از بدو خلقت در غلاف طبيعت تربيت شود و روحانيت و فطرت در اين حجاب وارد شود و كم كم احكام طبيعت بر آن احاطه كند، و هر چه در عالم طبيعت رشد و نماى طبيعى كند احكام طبيعت بر آن بيشتر چيره و غالب شود. و چون به مرتبه طفوليت رسد با سه قوّه، همآغوش باشد كه آن، قوّه شيطنت، كه وليده واهمه است، و قوّه غضب و شهوت مىباشد. و هر چه رشد حيوانى كند، اين سه قوّه در او كامل شود و رشد نمايد و احكام طبيعت و حيوانيت بر آن غالب شود، و شايد كريمه شريفه: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ^ ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ [٢] اشاره باشد به نور اصلى فطرت كه تخمير به يد قدرت حق تعالى شده و آن «أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ» است؛ زيرا كه بر نقشه كمال مطلق و جمال تام است، و ردّ به «أَسْفَلَ سافِلِينَ» اشاره به اين احتجاب به طبيعت، كه اسفل سافلين است، باشد، و چون اين احتجابات و ظلمات و كدورات بر نفس، غالب و چيره است- و كم اتفاق افتد
[١] «جايگاه او [كسى كه ميزان اعمالِ وى خفيف باشد] جهنَّم است». (القارعة (١٠١): ٩)
[٢] «هر آينه به تحقيق، آدمى را در نيكوترين اعتدالى آفريديم، آنگاه او را به پايينترينمرتبه فروتران گردانيديم». (التين (٩٥): ٤- ٥)