موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨١ - فصل دوم در توضيح و تشريح اين مقصود است
كه كسى به خودى خود بتواند از اين حُجُب بيرون آيد و با فطرت اصليه، سير به عالم اصلى خود بنمايد و به كمال مطلق و نور و جمال و جلال مطلق برسد- حق تبارك و تعالى، به عنايت ازلى و رحمت واسعه، انبياء عظام- عليهم السلام- را براى تربيت بشر فرستاد و كتب آسمانى را فرو فرستاد تا آنها از خارج، كمك به فطرت داخليه كنند و نفس را از اين غلاف غليظ نجات دهند، و از اين جهت، احكام آسمانى و آيات باهرات الهى و دستورات انبياء عظام و اولياء كرام، بر طبق نقشه فطرت و طريقه جبلَّت بنا نهاده شده.
و تمام احكام الهى به طريق كلّى به دو مقصد منقسم شود كه يكى: اصلى و استقلالى، و ديگر: فرعى و تبعى است، و جميع دستورات الهيه به اين دو مقصد، يا بىواسطه يا باواسطه، رجوع كند.
مقصد اوّل، كه اصلى است و استقلالى، توجه دادن فطرت است به كمال مطلق كه حق- جلّ و علا- و شؤون ذاتيه و صفاتيه و افعاليه او است كه مباحث مبدأ و معاد و مقاصد ربوبيات از ايمان باللَّه و كتب و رسل و ملائكه و يوم الآخره، و أهمّ و عمده مراتب سلوك نفسانى و بسيارى از فروع احكام؛ از قبيل مهمّات صلات و حج، به اين مقصد مربوط است، يا بىواسطه يا باواسطه.
مقصد دوم، كه عرضى و تبعى است، تنفّر دادن فطرت است از شجره خبيثه دنيا و طبيعت كه امّ النقائص و امّ الأمراض است، و بسيارى از مسائل ربوبيات و عمده دعوتهاى قرآنى و مواعظ الهيه و نبويه و ولويه، و عمده ابواب ارتياض و سلوك، و كثيرى از فروع شرعيات؛ از قبيل صوم و صدقات واجبه و مستحبّه، و تقوا و ترك فواحش و معاصى به آن رجوع كند.
و اين دو مقصد، مطابق نقشه فطرت است، چنانچه دانستى كه در انسان دو فطرت است: فطرت عشق به كمال، و فطرت تنفّر از نقص. پس جميع