موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١ - در توجيه ديگر از اقبال و ادبار عقل است
قوس صعود و نزول- و در حركات دوريه مبدأ و منتها يكى است؛ گرچه اين حركت دوريه معنويه است- و يا براى احاطه قيّوميه حق است؛ چنانچه در حديث وارد است كه: بطنِ ماهى، معراج يونس بود؛ چنانچه عروج به سماوات، معراج ختمى [١]. پس اقبال به غيب مطلق، عين ادبار، و ادبار عين اقبال خواهد بود.
و اقبال عقل كلّى، عبارت از رجوع طبع الكلّ به مثال الكلّ و مثال الكلّ به نفس الكلّ و نفس الكلّ به عقل الكلّ و عقل الكلّ به فناء كلّى است كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ [٢] و اين منتهى به قيامت كبرا شود.
در توجيه ديگر از اقبال و ادبار عقل است
و شايد اين اقبال و ادبار اشاره باشد به تجلّى در تحت اسماء ظاهره و باطنه كه دائماً على سبيل تجدّد امثال واقع مىشود- چنانچه اصحاب معرفت مىگويند [٣]- و به آن تصحيح حدوث زمانى به وجهى عرفانى در جميع قاطنين ملك و ملكوت و ساكنين ناسوت و جبروت نموديم، بهطورى كه منافات با مقامات مقدّسه عقليه نداشته باشد [٤]، و اين از موهبتهاى خاصّه حق- جلّ و
[١] از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده است كه: «لا تفضّلوني على يونس بن متى؛ فإنّ معراجيإلى السماء ومعراجه إلى الماء». (شرح الأسماء، سبزوارى، ص ٦٦٠؛ شرح دعاء الصباح، ص ٤٤٠؛ مثنوى معنوى، دفتر سوم، ص ٥٣٩، بيت ٤٥١٢)
[٢] «همانگونه كه شما را پديد آورد [به سوى او]، بر مىگرديد». (الأعراف (٧): ٢٩)
[٣] شرح فصوص الحكم، قيصرى، فصّ شيثى، ص ٤٧٤، و فصّ اسماعيلى، ص ٦٥٧- ٦٥٨، و فصّ شُعيبى، ص ٧٩١، و فصّ سليمانى، ص ٩٢٦.
[٤] ر. ك: ص ٢٣، پاورقى شماره ١.