موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٢ - فصل نهم در ذكر علاج غضب، در حال سكونت نفس به قلع مادّه آن، و علاج اسباب مهيّجه آن
فصل نهم در ذكر علاج غضب، در حال سكونت نفس به قلع مادّه آن، و علاج اسباب مهيّجه آن
و آن بسيار است، و ما به ذكر بعضى از مهمّات آن مىپردازيم:
يكى از آنها كه شايد مهمتر از همه باشد و آن را امُّ الأمراض بايد ناميد، حُبّ دنيا است كه از آن توليد اكثر يا جميع امراض نفسانيه شود، چنانچه در روايات شريفه نيز آن را «رأس هر خطيئه» معرفى نمودهاند [١].
و چون حبّ مال و جاه، و حبّ بسط قدرت و نفوذ اراده، و حبّ مَطْعَم و مَنْكَح و مَلْبَس و امثال آن، از شعب حبّ دنيا و حبّ نفس است، از اين جهت، جميع اسباب مهيِّجه غضب را بايد به آن برگرداند، و انسان چون علاقهمندى به اين امور پيدا كرد و طوق محبت اينها را بر گردن افكند، اگر فىالجمله مزاحمتى براى او راجع به هر يك از اينها پيدا شود، براى دفع مزاحم، خون قلبش به غليان آيد و قوّه غضبش تهييج شود؛ همچون سگهايى كه بر مردارى حمله كنند و چون تنور معده را خالى ديدند، بر يكديگر سبقت كنند وديگران را از آن دفع كنند و معركه بهپا كنند.
چنانچه حضرت اميرالمؤمنين- صلوات اللَّه و سلامه عليه- فرموده: «الدُّنْيا جِيفَةٌ وَطالِبُها كِلابٌ» [٢]، و شايد جهت تشبيه در استعاره آن جناب، همين جوشش
[١] الكافي، ج ٢، ص ٣١٥، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب حُبّ الدنيا»، حديث ١.
[٢] «دُنيا مُردار است و طالبش سگهايند». (مصباح الشريعة، ص ١٣٨، باب ٦٤ فيالزهد. اين حديث در اين كتاب و سائر مصادر از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده است ولى در ملحقات إحقاق الحق، ج ٣٢، ص ٢٣٧، از على بن أبىطالب عليه السلام نقل شده است)