موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٤ - فصل دوم اصلاح نفس از جحود
آيا يك ساعت كوچك با اين اجزاء بسيطه، محتاج به صانع عالِم است، و اين دستگاه خلقت انسانى، با اين عظمت و اعضا و اجزاء بىشمار، كه هريك از روى كمال صنعت و مصلحت به كار برده شده، محتاج به صانع حكيم عالِم نيست؟!
آيا دستگاه راديو، كه امواج محسوس منتشر در جوّ را مىگيرد و تحويل مىدهد، صانع حكيم و مدبّر كامل قابلِ همهطور قدردانى لازم دارد، و دستگاه روح انسانى كه امواج دقيق معقول و محسوس و مُلك و ملكوت را مىگيرد و تحويل مىدهد، مدبّر حكيم كامل لازم ندارد؟!
اگر خداى نخواسته، انسانى محجوب؛ نه، بلكه حيوانى به صورت انسان، به واسطه امراض قلبيه- كه منشأ همه امراض باطنيه است- چنين احتمالى دهد، از فطرت انسانيت خارج است و بايد علاج قطعى از اين مرض باطنى كند. اين، آن مرده به صورت زندهاى است كه حق تعالى درباره او فرمايد به رسول گرامى خود، در [سوره] فاطر، [آيه] ٢٢: وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ [١].
اين، آن حيوانى است كه در چراگاه طبيعت مىچرخد و مىچرد كه درباره او فرمايد: ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ [٢]، و مىفرمايد: إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا [٣].
و اما عمل صالح كه براى تبديل احوال نفس و حالت ظلمت و جحود آن به
[١] «تو نمىتوانى سخن خود را به مُردگانى كه در گور خُفتهاند، بشنَوانى».
[٢] «واگذار ايشان را تا بخورند و بهرهور شوند، و آرزو ايشان را به خودشان مشغول سازد». (الحجر (١٥): ٣)
[٣] «اينان چون چهارپايانند، بلكه از چهارپايان هم گمراهترند». (الفرقان (٢٥): ٤٤)