موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢١ - فصل دوم اصلاح نفس از جحود
ساختمان بدن آنها است و ممكن است كه بدن به آن ارتزاق كند، و از موادّى كه به هيچ وجه جزء بدن نمىشود يا براى بدن مضرّ است، نوعاً متنفّرند، و اگر از مقدار احتياج غذاى آنها دير شود، يك حالتى به معده و جهازات هضم آنها دست دهد كه گزندگى خاصى دارد و از آن تعبير به «گرسنگى» كنند كه اگر اين دعوتِ طبيعى نباشد، ممكن است حيوان از گرسنگى بميرد و اقدام به غذا نكند؛ چنانچه در مزاجهاى منحرف از اعتدال، نظير آن يافت شود.
علاوه بر آن، در سطح زبان حيوان يك قوّه مشخّصه قرار داده شده كه به حسب نوع، موادّ نافعه را از مضرّه تشخيص مىدهد، و در عين حال، لذّتى در اغذيه نافعه قرار داده شده و قوّه فهمِ لذّتى در همين سطح زبان قرار داده شده كه گويى به انسان رشوه مىدهند براى حفظ بنيه و سلامت خود، كه اگر اين رشوه نبود، ممكن بود به بسيارى از مواد نافعه اقدام نكند و كمكم بناى بدن، رو به خرابى و اضمحلال گذارد.
و نيز براى هر حيوان دندان مناسب با غذاهايى كه محتاج به آن است و ممكن است در بدن آن، بدل مايتحلّل واقع شود، قرار داده شده؛ چنانچه [براى] حيوانات گوشتخوار- يعنى آنها كه بيشتر گوشت به حال مزاج آنها نافع است- دندانهايى تيز، مناسب با گوشتخوارى قرار داده شده، و حيوانات علفخوار را- يعنى آنهايى كه بيشتر علف مناسب با ساختمان مزاجى آنها است- دندانى پهن، مناسب با علفخوارى قرار داده شده، و در بعضى كه با هر دو سر كار دارند- يعنى هم گوشت و هم علف مناسب با حال مزاجى آنها است؛ مثل انسان- براى آنها هر دو نوع دندان قرار داده شده.
پس از آنكه غذا در دهان واقع شد و مشغول شد به توسط دندان به خرد نمودن آن، ترشّحاتى از غددى كه زير زبان است مىشود كه در نضج و هضم آن