موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٧ - فصل ششم در مدح توكّل و ذمّ حرص از طريق نقل
موجودات را تفصيلًا مىبيند، جز حق تعالى موجودى را متصرّف نمىبيند، و لهذا، حق تعالى امر فرموده رسول خدا را به اين مرتبه و فرموده: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ و مرتبه محبوبيت براى متوكّلين ثابت فرموده.
و اما احاديث از طريق اهل بيت عصمت و طهارت:
از آن جمله روايت فرموده شيخ بزرگوار، ثقة الاسلام كلينى- رحمه اللَّه- به اسناد خود از حضرت صادق- سلام اللَّه عليه- قال: «إنَّ الْغِنى وَالْعِزَّ يَجُولانِ فَإذا ظَفَرا بِمَوْضِعِ التَّوَكُّلِ أوْطَنا» [١].
آرى، غنا و بىنيازى و عزّت نفس و كمال آن، به اعتماد و توكّل به حق است؛ كسى كه روى نياز به درگاه غنى مطلق آورد و دلبستگى به ذات مقدّس حق تعالى پيدا كرد و چشم طمع از مخلوق فقير نيازمند پوشيد، بىنيازى و غناى از مخلوق در قلب او جايگزين شود و عزّت و بزرگوارى در دل او وطن كند.
چنانچه تمام فقر و ذلّت و عجز و منّت، از حرص و طمع و اميدوارى به مخلوق ضعيف است؛ خداى تعالى فرمايد: وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ [٢].
خداى تعالى بس است براى كسى كه توكّل به او كند.
متوكّل را منقطع از مخلوق فرموده و اين غايت عزّت و عظمت نفس و غناى از ديگران است.
[١] «بىنيازى و عزّت، جولان مىكنند و مىگردند، پس در آن هنگام كه به موضع وجايگاه توكّل دست يابند، در آنجا توطّن مىكنند وقرار مىگيرند». (الكافي، ج ٢، ص ٦٤، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب التفويض إلى اللَّه و التوكل عليه»، حديث ٣)
[٢] الطلاق (٦٥): ٣.