موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٧ - فصل چهارم ضرورت اصلاح نفس
و خسران و حسرت، بلكه تعجّب و حيرت در آن است كه همان فطرتى كه بُراق سير اولياء است به معراج قُرب حضرت بارى- جلّ و علا- و سرمايه وصول آنها است به كمال مطلق، همان، انسانِ سرخود را به نهايت شقاوت و بُعد از ساحت قدس كبريا رساند، و اين بالاترين خسرانها است؛ چنانچه حق تعالى فرمايد: وَ الْعَصْرِ^ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ [١].
چه خسرانى بالاتر از اينكه انسان سرمايه سعادت ابدى را خرج در راه تحصيل شقاوت ابدى كند و آنچه را كه حقتعالى به او داده كه او را به اوج كمال رساند، همان، او را به حضيض نقص كشاند؟!
اى انسان بىچاره! چه حسرتى خواهى داشت آن روزى كه پرده طبيعت از چشم برداشته شود و معاينه كنى كه آنچه در عالم قدم زدى و كوشش كردى، در راه بىچارگى و شقاوت و بدبختى خودت بوده و راه چاره و طريق جبران نيز مسدود شده و دستت از همه جا كوتاه! نه راه فرار از سلطنت قاهره الهيه- يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا [٢]- و نه راه جبران نقايص گذشته و عذرخواهى از معاصى الهيه آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ [٣].
اى عزيز! اكنون تا حجابهاى غليظ طبيعت، نور فطرت را بهكلى زائل نكرده و كدورتهاى معاصى صفاى باطنى قلب را بهكلى نبرده و دستت از دار دنيا- كه
[١] «سوگند به زمان بهدرستى كه آدمى در خُسران است». (العصر (١٠٣): ١- ٢)
[٢] «اى گروه جنّيان، و آدميان اگر مىتوانيد كه از كنارههاى آسمانها و زمين بيرون رويد، برويد». (الرحمن (٥٥): ٣٣)
[٣] «آيا اكنون؟ در حالى كه تو پيش از اين عصيان كردى و از مُفسدان بودى». (يونس (١٠): ٩١)