موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٦ - فصل چهارم ضرورت اصلاح نفس
يعنى قوّه شيطنت كه فروع آن عُجب و كِبر و طلب رياست و خدعه و مكر و نفاق و كذب و امثال آن است، و قوّه غضب كه خودسرى و تجبّر و افتخار و سركشى و قتل و فحش و آزار خلق و امثال آن از فروع آن است، و قوّه شهوت كه شره و حرص و طمع و بخل و امثال آن از فروع آن است، اين قواى ثلاثه، محدود به حدّى نيستند؛ به اين معنا كه اگر افسار شيطنت را انسان رها كند، در هيچ حدّى واقف نشود و به هيچ مرتبهاى از مراتب قانع نگردد و براى بهدست آوردن مقصد خود، حاضر است با تمام نواميس الهيه و شرايع حقّه مخالفت و دشمنى كند، و براى رسيدن به يك رياست جزئى، حاضر است فوج فوج انبياء و اولياء و صلحاء و علماء باللَّه را قتل و غارت كند؛ و همينطور آن دو قوه ديگر در صورت سرخود بودن و افسارگسيختگى.
و معلوم است هر مرتبهاى از مراتب لذّات نفسانيه- كه راجع به اين سه قوه است- كه از براى انسان حاصل شود، به اندازه خود، انسان را دلبسته به دنيا و غافل از روحانيت و حق و حقيقت كند.
مثلًا، در هر لذّتى كه ذائقه انسانى از اين عالم مىبرد در صورتى كه محدود به حدود الهيه نباشد، همان لذّت انسان را به دنيا نزديك كند و علاقه قلبيه را زياد كند، و به همان اندازه علاقه به روحانيت و حق كم شود و محبت الهيه از قلب زائل شود، و چون پشت سر هر لذّتى، نفس، لذّت ديگر، بلكه لذّات ديگر را طالب شود و نفس امّاره قواى مخصوصه اين كار را براى تحصيل آن ترغيب كند، پس در پشت سر هر حجابى، حُجُبى ظلمانى براى انسان پيدا شود و از هر يك از اين مجارى و قواى حسّيه- كه شعاع نفس از آنها به عالم طبيعت و دنيا جلوه كرده- دائماً حجابهايى بهروى قلب و روح كشيده شود كه انسان را از سير إلى اللَّه و طلب حق- جلّ جلاله- باز دارد.