موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٢ - فصل چهارم در بيان آنكه «صَمت» به آن معنا كه مقصود در اين حديث است، از جنود عقل و لازمه فطرت مخموره است و «هَذَر» و هذيان، از جنود جهل و ابليس و از فطريات محجوبه است
فصل چهارم در بيان آنكه «صَمت» به آن معنا كه مقصود در اين حديث است، از جنود عقل و لازمه فطرت مخموره است و «هَذَر» و هذيان، از جنود جهل و ابليس و از فطريات محجوبه است
چنان كه در اين اوراق مذكور افتاد [١]، انسان داراى دو فطرت است كه يكى اصلى است و آن فطرت عشق به كمال مطلق است كه آن حق- جلَّ وعَلا- است، و ديگر تبعى، و آن فطرت تنفّر از نقص است و آن غير حق است به جنبه سوائيت و غيريت، و آنچه او را اعانت كند در اين دو مقصد، از لوازم فطرت و از تبعات آن است.
پس چون سكوت از باطل و لغو و خوددارى از هذيان و هذر اعانت كند او را بر تفكّر و اشتغال به باطن، و معين او شود در تصفيه و تنزيه از كدورات، و او را به مبدأ كمال- كه مورد عشق فطرت است- نزديك كند و خار طريق را از ميان بردارد، از اين جهت «صمت» از لوازم فطرت مخموره و از جنود عقل و رحمان است.
و هذيان و هذر و لغو و باطل كه انسان را از كمال مطلق دور كند و به طبيعت و احكام آن نزديك كند، مورد تنفّر فطرت است و واسطه احتجاب آن از مبدأ كمال است، و چون نفس از فطرت اصليه خود محتجب شود و به طبيعت و آمال آن پيوسته گردد، در اين حالِ احتجاب، حبّ كاذب پيدا كند به لغو و
[١] ر. ك: صفحه ٧٨- ٧٩.