موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩ - اقبال و ادبار عقل كلّى
مقاله چهارم در بيان شمّهاى از حقيقت اقبال و ادبار عقل و جهل كلّى و جزئى
[
اقبال و ادبار عقل كلّى
] امّا حقيقت ادبار عقل كلّى كه در حديث ديگر به اقبال تعبير شده [١] عبارت است از: ظهور نور آن از ماوراى حجابهاى غيبى در مرائى تعيّنات خلقيه به ترتيب نزولى مرتبةً بعدَ مرتبةٍ تا نزول به حضرت شهادت مطلقه، كه طبيعة الكلّ، مرآت آن است، و در كلمات شريفه معلم اوّل ارسطاطاليس [٢] است كه:
[١] الكافي، ج ١، ص ١٠، «كتاب العقل و الجهل»، حديث ١، و ص ٢٦، حديث ٢٦، كهدر آن حديث آمده است: «قالَ لَهُ: أقْبِلْ فَأقْبَلَ، ثُمَّ قالَ لَهُ: أدْبِرْ فَأدْبَرَ».
[٢] ارسطو كه از او به ارسطاطاليس نيز ياد مىشود، از مشهورترين فلاسفه يونان است. وى در سال ٣٨٤ قبل از ميلاد در مقدونيه به دنيا آمده و در سال ٣٢٢ قبل از ميلاد از دنيا رفته است. پدرش نيقوماخس فيثاغورى، و استادش افلاطون بود كه وى به مدت ٢٠ سال از محضر اين فيلسوف عظيمالشأن، كسب علم نمود. ارسطو استاد اسكندر مقدونى بود و ١٢ سال به تعليم وى اشتغال داشت.
او را تأليفات فراوانى است كه مشتمل بر همه علوم آن عصر است، وى با آثار و افكار علمى خود، قرنها انديشه انديشمندان را به آنها مشغول داشت، و بسيارى از متفكّران اسلامى نيز از افكار وى بهرهها بردند و به ترجمه آثار او به زبان عربى پرداختند. برخى از آثار او عبارتند از: ١- مابعد الطبيعة، ٢- اخلاق، ٣- منطق. (تاريخ الحكماء، قفطى، ص ٤٩؛ سير حكمت در اروپا، ص ٣٨)