موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٧ - فصل دوم در بيان دخالت رفق در امور انسان
تمزيق آن است [١]. و خَرَق به معنى دَهِشَ و خافَ، و أخرق به معنى أدهَش آمده [٢]، و ظاهر آن است كه نوعاً معانى متعدّده در لغات، از يكديگر مأخوذ باشد و اصول همه، به يك امر برگردد چنانچه از دقّت در موارد استعمال معلوم شود.
فصل دوم در بيان دخالت رفق در امور انسان
] بدانكه رفق و مدارا را در انجام امور، مدخليت كامل است، چه در باب معاشرت با خَلق و انجام امور دنياوى، و چه راجع به امور دينى و هدايت و ارشاد خلق و باب امر به معروف و نهى از منكر، و چه راجع به رياضت نفس و سلوك الى اللَّه تعالى.
وشايد اينكه در حديث شريف است كه «رفق ميمنت دارد و خرق و عنف شوم است» اشاره به بعض اين امور باشد؛ مثلًا در باب انجام امور دنياوى، آن طور كه با رفق و مدارا ممكن است انسان تصرّف در قلوب مردم كند و آنها را خاضع و رام كند، ممكن نيست با شدّت و عنف، موفق به امرى از امور شود.
فرضاً كه با شدّت و سلطه، كسى اطاعت از انسان كند، چون قلب او همراه نشود، از خيانت، انسان مأمون نخواهد شد، ولى رفق و دوستى، دل را رام كند
[١] القاموس المحيط، ج ٣، ص ٢٣٣؛ لسان العرب، ج ٤، ص ٧٢.
[٢] ر. ك: الصحاح، ج ٤، ص ١٤٦٨؛ لسان العرب، ج ٤، ص ٧٤.