موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٥ - فصل چهارم در ذكر شمّه مختصرى در فضائل علم از طريق نقل
اوّل، آنكه در بدو نزول وحى و مفتتح كتاب كريم خود، پس از نعمت خلقت، نعمت علم را گوشزد رسول خود فرموده. پس اگر فضيلتى بالاتر از علم، متصوّر بود، مناسب بود آن را ذكر فرموده باشد.
دوم، آنكه وجه تناسب بين آيات شريفه در اين سوره- كه در يك آيه فرمايد:
خلق انسان را از علق فرموده، و پسِ آن مقام تعليم به قلم و تعليم ما لَمْ يَعْلَم را ذكر فرمايد- آن است كه مقام قدرت خود را مىخواهد گوشزد كند كه از يك ماده كثيفه متعفّنه كه اخسّ موجود است، يك موجود شريف عالمى خلق فرمود كه اشرف كائنات است، و اگر علم، اشرف فضائل انسانيه نباشد، مناسب نباشد ذكر آن در اين مقام.
سوم، آنكه ترتّب حكم بر وصفى، مشعر به علّيت است، و حق تعالى در اين آيات خود را به اكرميت توصيف فرموده و تعليم را بر آن مرتب فرموده، پس معلوم مىشود اكرميت حق تعالى علّت براى تعليم علم است، و اگر چيزى افضل از علم بود، مناسب بود در اين مقام كه با صيغه افعلالتفضيل ذكر شد، آن مذكور شود [١].
چهارم، وجهى است كه به نظر نويسنده رسيد در اين حال، و آن، از تفضّلات خداوند كريم است كه تعليم كند انسان را آنچه ندانسته است. آن وجه آن است كه خداى تعالى خلقت انسان و تعليم او را، به رَبّ محمّد- صلّى اللَّه عليه وآله- نسبت داده، و رَبّ محمّد [صلّى اللَّه عليه وآله] چنانچه در علم اسماء، مقرّر است، اسم جامع اعظم است، و اين اسم اعظم، مبدأ خلقت انسان كامل است، و ديگر موجودات لياقت مبدئيت اين اسم را ندارند، و خداى- تبارك و تعالى-
[١] منية المريد، ص ٩٤- ٩٥.