موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٣ - فصل چهارم در ذكر شمّه مختصرى در فضائل علم از طريق نقل
باشد، از حدود عشق فطرت خارج است. پس جميع علوم جزئيه و كليه مفهوميه، مورد عشق فطرت نخواهد بود، حتى علم باللَّه و شؤون ذاتيه و صفاتيه و افعاليه.
بلكه مورد علاقه و عشق فطرت، معرفت بهطور مشاهده حضوريه است كه به رفع حجب حاصل شود، و حجب همه به نقص و عدم برگردد، و آنگاه فطرت به معشوق و مطلوب خود رسد كه جميع حجب ظلمانيه و نورانيه از ميان برخيزد. پس شهود جمال جميل مطلق، بىحجاب تعيّنات رخ دهد، و در اين مشاهده، شهودِ «كُلّ الكمال» حاصل شود و فطرت به محبوب خود برسد؛ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ [١] وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ^ [٢]، وَ إلَيْهِ الْمَرْجِعُ وَ الْمَآبُ.
و از اين بيانات و مطالب سابق بر اين، معلوم شود كه علم، از لوازم فطرت است؛ به اين معنا كه اگر فطرت محتجب نشود و در غلاف طبيعت نرود، متوجه به معرفت مطلقه شود، و اگر محتجب شود، به اندازه احتجاب، از معرفت بازماند، تا برسد به آنجا كه جهول مطلق شود.
فصل چهارم در ذكر شمّه مختصرى در فضائل علم از طريق نقل
چه كه ذكر تمام آن، از نطاق قدرت خارج و در تحت ميزان تحرير بدين مختصرات درنيايد؛ زيرا كه قرآن كريم بهطورى درباره شأن علم و علماء و متعلّمان، اهتمام فرموده كه انسان را متحيّر كند كه به كدام يك از آيات شريفه
[١] «آگاه باشيد، با ياد خدا، دلها آرام مىگيرد». (الرعد (١٣): ٢٨)
[٢] «و بازگشت [همگان] به سوى خدا است». (آل عمران (٣): ٢٨؛ النور (٢٤): ٤٢)