موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٤ - فصل ششم در بيان انحراف قوّه غضبيّه
دوست و دشمن را نشناسد و درهم دَرَد و نظام عالم و عائله بشرى را متزلزل و منهدم كند. چه بسا كه با قوّه غضبيه يك نفر از اين نوع، تمام عائله بشر و سرتاسر عالم منقلب و بيچاره شود.
سبعيّت انسان، چون سبعيّت ديگر حيوانات نيست كه حدّ محدود و انتها و وقوف داشته باشد؛ زيرا كه حلقوم انسان، بلع همه عالم را اگر كند، قانع نشود و آتش طمعش فرو ننشيند. از اين جهت، جهنّمِ غضبش ممكن است تمام عالم طبيعت را بسوزاند.
الآن كه نويسنده، اين اوراق را سياه مىكند، موقع جوشش جنگ عمومى بين متّفقين و آلمان است كه آتش آن در تمام سكنه عالم شلعهور شده، و اين شعله سوزنده و جهنّمِ فروزنده نيست، جز نائره غضب يك جانور آدمخوار و يك سبع تبهروزگار، كه به اسم پيشوايى آلمان، عالم را و خصوصاً ملت بيچاره خود را بدبخت و پريشانروزگار كرد، و اكنون رو به زوال و اضمحلال است.
ولى با زوال نظام عالم و شيوع سبعيّت و شيطنت و جهل در سكنه عالم، اين آلات و ادوات و اختراعات محيِّر العقولى كه خداوند نصيب اروپاى امروز كرده، اگر بهطور عقل و در تحت پرچم دين الهى اداره مىشد، عالم، يكپارچه نورانيت و معدلت مىشد، و سرتاسر دنيا به روابط حسنه مىتوانست سعادت ابد خود را تأمين كند؛ ولى مع التأسّف اين قواى اختراعيه در تحت سيطره جهل و نادانى و شيطنت و خودخواهى، همه بر ضد سعادت نوع انسانى و خلاف نظام مدينه فاضله به كار برده مىشود و آنچه بايد دنيا را نورانى و روشن كند، آن را به ظلمت و بيچارگى فرو برده و راه بدبختى و ذلّت و زحمت به انسان مىپيمايد، تا به كجا منتهى شود و كى اين جمعيت بينوا از دست چند نفر حيوان به صورت انسان- نه، بلكه اشخاصى كه عار حيوانيت هم هستند- خلاص شوند، و اين